د ملي ځان بسیاینې په موخه د بودیجې او ادارو اصلاح
د وزیرانو د استیضاح په اړه د ولسي جرګې له غړو سره په ناسته کې وینا
مهم ټکي:
- ځان بسیاینه: د بهرنیو مرستو د انحصار کمولو لپاره د کورنیو عوایدو زیاتول.
- د وزیر او وزارت ترمنځ تفکیک: د اداري ظرفیت او جوړښتونو سره د رهبرۍ د مسؤلیتونو همغږي کول.
- د قراردادونو اصلاح: د فرعي او غیر شفافو قراردادونو پر ځای د روڼو او اغیزمنو سیسټمونو رامنځته کول.
- د بشري ځواک اصلاح: په ملکي خدمتونو کې د کارکوونکو د مهارتونو پیاوړتیا او د کاري بار عادلانه وېش.
- د بودیجې مرکزیت: د ملي پلان جوړونې د اصلي وسیلې په توګه د بودیجې ټاکل.
- د وزارتونو ترمنځ همکاري: د همغږو ملي پروګرامونو او ګډو فعالیتونو ترویج.
- د معلوماتو پر بنسټ حساب ورکونه: د پروژو د دقیق تعقیب، څارنې او شفافیت ډاډ ترلاسه کول.
- د عامه او خصوصي سکتور ګډون: د بنسټیزو پروژو د پلي کولو لپاره د کورني سکتور د ظرفیت لوړول.
۲۱ عقرب ۱۳۹۵
ډېر قدرمن ورور جناب ډاکتر صاحب عبدالله، د کابینې محترمو غړو، د ولسي جرګې نایب صاحب، منشی صاحب، ټول اداري هیئت، د ولس درنو وکیل صاحبانو او ټولو ورونو او خويندو! السلام علیکم و رحمة الله برکاته!
من با اجازه شما یک مقدار با تفصیل صحبت میکنم و یک بحث اساسی داریم. اول، از خوشآمدید و تشکر شروع میکنم؛ اما قبل از آن، حملهی مذبوحانه را که بالای خواهران و برادران ما در شهر مزارشریف شد، شدیداً تقبیح میکنم؛ برای شهدا جنت برین میخواهم. مجروحین به فضل خداوند (ج) اکثریتشان سطحی بودهاند، و از قونسلگری آلمان همه سالم هستند و هیچ کس و هیچ نوع تلفات وجود نداشته و قونسلگری تخلیه شده است. (۱)
الف - در قسمت تشکری، اول از نقش فعال ولسیجرگه در موفقیتهای کنفرانسهای وارسا و بروکسل از صمیم قلب ابراز امتنان میکنم. تقنین بهموقع در دو سال گذشته و مقدار قوانینی که از طرف ولسیجرگه به تصویب رسیده، من فکر میکنم بیسابقه است. من از این جهت فکر میکنم که هر شخص بیطرف و هر کسی که به حاکمیت قانون باور دارد، به آسانی ولسیجرگه و مشرانوجرگه را نمره بسیار عالی میدهند. او زه مننه درنه کوم. از خاطر کاری که شما خواهران و برادران در قسمت الحاق افغانستان به WTO (۲) انجام دادید و همچنین تهیه قوانینی که برای وارسا و بروکسل ضرور بود، از صمیم قلب ابراز سپاس میکنم. در عین حال از جناب وزیر صاحب عدلیه، جناب استاد دانش، داکتر صاحب عبدالله و اتمر صاحب که در تمامی این موارد شامل بودهاند، ابراز امتنان میکنم؛ همچنین کاری را که تقنین وزارت مالیه و روابط بسیار نیکی را که وزارت دولت در امور پارلمانی انجام داده بودهاند، قابل قدردانی است. نتیجه این، ۳۰.۲ میلیارد دالر کمک به افغانستان بود؛ پانزده میلیارد کمک در سطح امنیتی و دفاعی و ۱۵.۲ میلیارد کمک در سطح انکشافی.
اگر دو سال پیش که حکومت وحدت ملی تشکیل شد، از ۹۰ فیصد ناظرین بینالمللی پرسان میکردید که آیا این رقم تعهد دو سال بعد به افغانستان امکان خواهد داشت، میگفتند که شما را مالیخولیا گرفته است. شش ماه پیش از کنفرانس بروکسل، شش میلیارد دالر معیار موفقیت بود. اینجا من میخواهم از یک طرف از قربانی دوامدار قوای امنیتی و دفاعی ما ابراز امتنان کنم، چون نتایج کنفرانس وارسا را ما با سر و خون خود و با خون شهدای خویش به دست آوردیم؛ از طرف دیگر میخواهم از تمام همکارانم در کابینه برای موفقیت کنفرانس بروکسل ابراز امتنان کنم. هم وزارتهای سکتوری و هم وزارتهای پالیسیساز زحمات عظیمی کشیدند و تعهداتی را که برعهده گرفتند، تعهدات آسانی نبود. از این جهت دسپلین و وحدت کابینه یکی از نکات عمده این دستاوردها بود. امید است که این تیم که زحمات زیادی کشیدهاند به صورت عادلانه بالایشان قضاوت شود و مورد تقدیر شما قرار بگیرند، در جایی که شما لازم میدانید.
دوم، تشکری خاص من و ضرورت بحث امشب است. شما یک گفتمان ملی را راجع به بودجه، موثریت و شفافیت آن روی دست گرفتهاید و این از بزرگترین اقداماتی است که شورای ملی به صورت عموم، و ولسیجرگه به صورت خاص، میتواند انجام دهد. ملت ما ضرورت به این گفتمان ملی دارد، از جهت اینکه فقر و درد بیپایان ملت ما مداوا نمیشود تا زمانی که بودجه وسیلهی اساسی تصمیمگیری ملی و عدالت اجتماعی، انکشاف متوازن و پیشرفت سریع نباشد. من واقعاً از پیش شما تشکر میکنم که یکی از وظایف عمده را که قانون اساسی به شورای ملی و خاصتاً ولسیجرگه داده، شروع کردهاید.
ب - موضوع دوم ما، مشکل «فرصت» در بحث بودجه است. عرض اول من خدمت شما این است که حداقل صد مملکت دنیا است که مشکل جدی مصرف بودجه را دارند. این درد، تنها از ما نیست. من زیادتر از ۱۴۰ مملکت را بررسی کردم، ۱۰۰ مملکتش مشکل جدی مصرف بودجه دارند. مخصوصاً بحران اقتصادی ۲۰۰۸ دنیا را اگر ببینید عین پروگرامها از طرف ممالک مختلف روی دست گرفته شد، تعداد محدودی بودهاند که اهداف خود را تکمیل کردهاند؛ اما اکثریت در یک حلقهی خبیثه بند ماندند که من تفصیلات آن را خدمت شما ارائه میکنم.
این صد مملکت، بودجه عادی خود را میتوانند روز به روز زیادتر کنند؛ اما در مصرف بودجه انکشافی خود مشکلات بنیادی دارند. بعضیشان شصت سال نتوانستند مصرف کنند و بعضیشان چهل سال، بیست سال و ده سال؛ و این نیست که اینها ممالک عقبمانده هستند. آمریکا با تمام عظمت خود بعد از سال ۲۰۰۸ نتوانست پنجاه کیلومتر خطآهن ایجاد کند، در حالی که هدف رئیسجمهور اوباما این بود که زیربنای آمریکا را به صورت بنیادی تغییر بدهد. دیگر اینکه مصرف شفاف بودجه یک بحث سرتاسری است.
بالمقابل ده تا چهل مملکت دنیا توانستهاند این مشکل را حل کنند که در این ممالک، بودجه وسیلهی عمده ایجاد دیدگاه ملی، تحرک اقتصادی و همبستگی ملی شده است؛ طور مثال سنگاپور یک نمونه و کانادا نمونه دیگر است. پارلمان و صدارت کانادا شش ماه پروسه بودجه را پیش کردند تا چند هزار پروژه را دفعتاً مصرف کنند؛ در صد روز، ۹۰ فیصد اهداف خود را به دست آوردند. برعکس در ایالات متحده آمریکا، کانگرس و ریاستجمهوری در یک کشمکش شدند و نتوانستند پول اساسی را برای زیربنا مصرف کنند؛ و در جاهای دیگر بود و نتیجهاش پیشرفت بطی است.
مشکل خاص ما در قسمت بودجه چیست؟ وابستگی ما به بودجه غیراختیاری. در بودجه اختیاری مقدار صلاحیت ما درست است، اما در بودجه غیراختیاری صلاحیت ما بینهایت محدود است. وزیر صاحب اقتصاد، وزیر صاحب آب و برق و تمام وزیر صاحبهای سکتوری، زراعت، ترانسپورت، تحصیلات عالی و همه برای شما میتوانند بگویند. دلیل این چیست؟ ما در طول چهارده سال بعد از سال ۲۰۰۱، به صورت شفاف تحلیل موانع و مشکلات ساختاری خود را انجام ندادیم. گفتمانی را که شما حالا شروع کردهاید در آن وقت انجام نشده بود. ما مالکیت پروژهها را نداشتیم، اتکا کردیم که قراردادهای بینالمللی یا انجوها بیایند؛ هر نوع کاری را که انجام دادند بعد از آن به دست آنها بود. یک گفتمان ملی و واقعی راجع به اهمیت بودجه و ضرورت اصلاحات سرتاسری برای تطبیق آن روی دست گرفته نشده بود. این گفتمان را ما و شما سال گذشته و حال روی دست گرفتهایم. این، وزارت به وزارت، اداره به اداره، در کابینه به صورت کل و شورای وزیران که جناب داکتر صاحب به صورت دوامدار سر این توجه کرده، زیر دست است.
اصل مهم در بودجه چیست؟ موفقیت مصرف بودجه در هر سال بودجوی، انعکاسدهندهی پنج تا ده سال قبل از آن میباشد. این را تکرار میکنم. شما سال بودجوی را نمیتوانید معیار بگیرید. این مثل عمر و تجربه است؛ طفل پنجساله بار مرد یا زن ۲۵ ساله را نمیتواند بالا کند. بنابراین، سابقه زنده است، پنج یا ده سال پیش چی کردید، تعیین میکند که امسال چه مصرف کردید، چه را تطبیق کرده میتوانید، از این جهت ضرورت است که ببینید. خدمتتان عرض کنم که همیشه وکیل صاحبان را مردم میگویند که این یا آن پروژه آماده است، پول بدهید.
وکیل صاحبهای محترم! پروژهها آماده نیست. از وزیر صاحب آب و برق پرسان کنید، وزیر صاحب چند پروژه داشتی وقتی که آمدی وزیر شدی؟ زحمت ۲۹ بند را که ما روی دست گرفتیم. وزیرصاحب شهرسازی! چند پروژه آماده داشتی؟ وزیر صاحب مهاجرین! چند شهرک زیر کار بود؟ بر این اساس یک مملکتی که آمادگی داشته باشد، صدها پروژه آماده داشته میباشد. این آمادگی در گذشته موجود نبود، حالا من میآیم بالای یک قسمت مسایل بنیادی، حداقل باید مشکلات بنیادی تفکیک شود، و من خدمتتان یک به یک عرض میکنم.
مسئله اول، تفکیک ظرفیت وزیر و وزارت است. بهترین وزیر را مقرر کنید، اگر وزارت ساختار و ظرفیت واضح نداشته باشد، وزیر وزارت را حرکت داده نمیتواند، دیگر ضرورت واضح است که بین مسایل ساختاری وزارتها، و صلاحیت و مسئولیت وزیر صاحبها، یک تفکیک واضح صورت بگیرد.
دوم: تداخل وظیفوی در ادارات ما و عدم تشخیص وظایف اساسی وزارتها بیحد است. من یک مثال زنده را خدمتتان عرض میکنم، آیا زیادترین توجه وزارتها سر ساختمان نبوده؟ وزیر صاحب تحصیلات عالی باید لیلیهها و وزیر صاحب صحت عامه باید شفاخانهها را خلاص کند. بنابراین تداخل وظیفوی در بین وزارتها و ادارات است. یکی از مشکلات بنیادی را که همکارهای ما تشخیص کردند، وظایف معینصاحبها واضح نیست. وظایف معین صاحبان به همکاری شورای ملی از نگاه تخنیکی و اداری باید تشخیص شود و همچنین وظایف رئیس صاحبان و غیره.
امروز باید به یک حقیقت تلخ اعتراف کنیم، پنج تا ده فیصد اراکین وزارتها بار ۹۰ فیصد دیگران را در شانههای خود حمل میکنند و زحمات از این پنج تا ده فیصد، باید دیده شود، به خاطر این که مشکلات ساختاری داریم. برادران! کسی جواب داده میتواند؟ از شصت فیصد زیادتر ادارههای ملکی، فارغالتحصیلهای صنف دوازده هستند، اگر طرح اساسی نباشد، کاریابی اینها را ما چطور تأمین میکنیم؟ باید بحران اجتماعی به وجود بیاید. ضرورت واضح است که این مسئله را به صورت اساسی ببینیم. وزیر صاحب معارف! چند نفر از معلم صاحبانتان فارغ صنف دوازده است؟ [جواب وزیر معارف: شانزده هزار نفر.]
سوم: مشکلات پروسه «سی بی آر» (CBR) است. اصلاحاتی که روی دست گرفته شد، در حقیقت، یک مسئله بسیار پیچیده بود. ما این را از سر تا آخر بررسی کردیم. وزارت محترم زراعت و وزارت محترم اقتصاد بسیار موفقانه این را انجام دادند؛ اما وزارت محترم زراعت بعد از سیزده ماه یک نفر را نتوانسته بودند، انتخاب کنند. در سلسله امتحان گرفتن پروسه «سی بی آر» اگر یک نفر از خواهران و برادران شکایت میکرد، شش ماه پروسه استخدام معطل میبود. ما پول داریم، ظرفیتی که وزارتها داشتند، ضرورت این است که هشتصد نفر در مرحله اول و بعد ۲۴۰۰ نفر به صورت شفاف مقرر شوند؛ اما مشکلات کاغذپرانی بیحد زیاد بوده و این مشکلات زیر حل است.
موضوع چهارم، از بنیادیترین موضوعهای ما، سیستمهای پروژهسازی، پروگرامسازی و بسته پروگرامها است. حلقه نجیبه و حلقه خبیثه چیست؟ حلقه خبیثه این است که قراردادی، قرارداد را میگیرد و هیچ نوع تعهد به عملی کردن پروژه ندارد و قرارداد را دوباره به قراردادیهای دیگر میدهد، بارها این را در گذشته دیده بودید یا نه؟ وزارت انکشاف دهات و وزارت محترم صحت عامه چرا مصرف کرده میتواند؟ از خاطری که این دو وزارتی است که پروگرامهای ملی دارند. هر نوع انتقاد داشته باشید، سر آن هم پول حرکت میکند. چون یک بسته واضح از پروگرام شد؛ اما اگر پروژه به پروژه بروید، مشکلات جدید داریم.
مسئله پنجم، حلقه نجیبه این است که پروژه برای عملی شدن است و تقسیم اوقات آن به صورت واضح و منظم ساخته شده. تا حال اکثریت مطلق وزارتهای ما، قادر به این نشدند که یک پروگرام واضح مدیریت پروژهها را به وقت و زمان ترتیب کنند. دلیل چیست، دلیل این است که از یک بودجه غیراختیاری میآمد. واحدهای بینالمللی از ده تا بیست و پنج واحد بینالمللی از ادارههای ما به صورت موازی وجود دارد. بعضی وزارتها هستند که یک منزلشان را کاملاً مشاورین بینالمللی گرفته است. این حلقه نجیبه نیست، بلکه حلقه خبیثه است.
مسئله ششم، سیستم معلوماتی است. هیچکس برایتان گفته نمیتواند که واقعاً چند مکتب در حال ایجاد دارید. صدها مکتب را زیر غور جدی گرفتیم تا بالاخره تعیین شود. ادعایی که وجود داشت، بعد از بررسی، یک قسمت کوچک آن واقعی برآمد، و یک قسمتاش مشکلات اساسی بود که ۸۰ تا @۹۰ فیصد تکمیل نشده بود، اما احصائیه منظم وجود نداشت. شما وکیل صاحبان میفهمید که در ولایتتان چند پروژه زیر کار است و حرکت اینها چگونه است. یعنی مشکل اساسی شما همین نیست که این سوال را دارید. مالکیت و ظرفیت بینهایت پایین بود. مالکیت از این خاطر که پروژه اگر از بیرون تمویل میشود، به آنها تعلق دارد.
مسئله هفتم: از ده نفر زیادتر نداریم که مدیریت پروگرامها و پروژهها را به صورت اساسی بفهمد. عرض من در این است که تحصیل، ماستری، دکتورا و اینها بدون تجربه مدیریتی پروژهها نتیجه نمیدهد. افرادی که این را یاد دارند، به فضل خداوند (ج) در مملکت وجود دارند، باید به صورت اساسی تشخیص شوند، دفعتاً با تحصیل کار را انجام داده نمیتوانیم و تجربه و تحصیل باید ممد یکدیگر باشند که به صورت اساسی بتوانیم مدیریت را زیر دست بگیریم.
مسئله هشتم، سکتور خصوصی و قراردادیهای بینالمللی است. یکی از بزرگترین قراردادهای بینالمللی وقتی یک سلسله سرکهای بسیار اساسی ما را باید دیزاین میکردند که میلیونها دالر برایشان از خاطر آن پرداخت شده؛ اما سرکها را از روی نقشه گوگل ساخته بودند، جایی که قبرستان و دره عمیق بود، در آنجا سرک را ساخته بودند، قیمتش به آسمان میرسید. اگر بخش فواید عامه حرکت نکرده، از خاطر این است که ما تمام این را از سر دیدیم. اگر این پول گزاف را ما میدادیم بدون بررسی مجدد فردا میآمدید و میگفتید، لعنت! دیگر ضرورت این است که تا مدیریت داخلی نباشد، مشاورین و قراردادیهای بینالمللی این مسئولیت را انجام داده نمیتوانند.
قسمت دیگر، تنها مشکلات دولت نیست، مشکلات سکتور خصوصی ساختمانی بینهایت جدی است. وزیر صاحب اقتصاد همراه یک تعداد وزیر صاحبان سکتوری نشستند؛ طبقهبندی واضح شرکتها را به وجود آوردند که بر اساس آن ما بتوانیم قرارداد کنیم. وزیر صاحب شهرسازی قادر به این شدند که ۲۰۱۴ آپارتمان را در ظرف سه ماه که همراهتان قرارداد کرده بودند، خلاص کنند، از خاطر که قراردادیها را زیر نظارت واضح گرفت. مگر مشکل سکتور خصوصی که همیشه به شما شکایت میکنند، بنیادی است. تا یک طبقهبندی و سیستم نمرهدهی واضح نداشته باشیم، این مردمها را چطور اصلاح میکنیم. کولای شوو؟ بار بار نه دې راغلی؟ بندهای عمده ما را مطلق معطل نکرد؟ پاشتان (۱)، مچلغو و المار را ببینید که در صورت ساخت این بندها فردا باز جیغ تمام اینها بیرون میشود. وقتی که تصمیم میگیرید، این ضرورت است که وضاحت داشته باشیم. مسئله در چیست، بدون یک سکتور ساختمانی خصوصی قوی که خود را شریک دولت و ملت بداند، این کارها را تنها از طرف دولت انجام داده نمیتوانیم. مقدار پروژهها به آن اندازه زیاد است که ما نمیتوانیم این را از راه سکتور دولتی انجام بدهیم و این مسئله واضح است. سرک قندهار - کابل هشت سال را در بر نگرفت در دوران داود خان؟ امروز هشت سال منتظر شده میتوانیم به سرکها و بندهای عمده خود؟ دیگر ضرورت واضح است که ما این را جمعبندی کنیم.
مسئله نهم یک بررسی و تحلیل همهجانبه مشکلات است. من باز هم از شورای ملی تشکر میکنم که بحث را شروع کردید، این بحث باید طبقهبندی شود، مشکل به مشکل با راهحل بیاییم. از خاطر این که اگر با ملامتی رفتیم، ظرفیتی را که داریم، هم زیر خطر میاندازیم. موضوع، وحدت، مشارکت و راه حل مشکلات است تا ببینیم. طور مثال پیشنهاد داریم، تمام کسانی که خود را در افغانستان انجنیر میگویند، از طرف چند شرکت بینالمللی بیطرفانه بررسی شوند که ببینیم کدامش کدام ظرفیت را دارد. داکترهای ما همین مشکل را ندارد؟ یعنی صدها هموطن ما از خاطر نسخه غلط، سالها مریض نشدند؟ دیگر ضرورت این است که شفاف صحبت کنیم که مشکلات ما چیست و راههای حلش در چه میباشد.
موضوع دهم، تدارکات است. در این بخش در سطح ملی واقعاً پیشرفت داشتیم. در سطح وزارتها و واحدهای بودجوی هنوز مشکلات جدی داریم و طرح پیشنهادی ماست که تمام ادارات تدارکاتی همزمان اصلاح شوند تا ما ببینیم افرادی که در تدارکات بعضی ادارات کار میکنند دهچند معاش افراد دیگر را دارند و این ظرفیت باید به صورت کلی انسجام پیدا کند. مسئله دیگر تفتیش است که قطعیه پیشتان آمده؛ اما خود تفتیش مشکلات جدی دارد. در تفتیش و نظارت ما مشکلات جدی داریم؛ اما این دو، یک حلقه نجیبه را تشکیل میدهد.
مسئله یازدهم عواید و منابع است. من میخواهم از تمام کابینه و شورای ملی باز هم تشکر کنم. در یک سال که هیچ نوع توقعش نبود، عواید ملی افغانستان ۲۲ فیصد زیاد شد. این دستاورد آسانی نبود و اگر این دستاورد نمیبود، کنفرانسهای وارسا و بروکسل به این تعهدات نمیشد و امسال سه ماه پیش از این که بودجه به ختم برسد، تمام اهداف عواید ما عملی شد، اما موضوع اصلی چیز دیگر است. موضوع اصلی خواهرها و برادران، در این است که هنوز هم بودجه عادی ما وابسته به کمکهای بینالمللی است. چیزی که مانده بودجه انکشافی و چیزی که ما میخواهیم و سندی که پیش کردیم، این است که سر پای خود باید ایستاد شویم و این مسئله حال یک تمرکز اساسی و توجه وکیل صاحبان محترم را به ازدیاد عواید میخواهد. چشمه عایداتی همه باید داشته باشد. فشار سر گمرکات است. عواید و اقتصاد باید وسعت پیدا کند که انشاءالله تعالی سر این میآییم. فساد یک مسئلهای است که به صورت اساسی همه ما و شما را رنج میدهد.
ج - موضوع سوم: مسئله اول، خصوصیات سال ۱۳۹۴ است. چون قطعیه ۱۳۹۴ تحت بحثتان میباشد. من میخواهم به حیث یک فرد مسؤول خدمتتان چند نکته را تقدیم کنم. اول، افغانستان انتقال چهاربعدی را در سال ۱۳۹۴ شروع کرد: اول، انتقال امنیتی بود. ۱۳۰ هزار افسر و سرباز بینالمللی در این خاک بود. من واقعاً افتخار میکنم، مردم باید قضاوت عادلانه کنند که اولاد صدیق این خاک اجازه ندادند که خلا ایجاد شود. دوم، انتقال سیاسی بود. تشکیل حکومت وحدت ملی و دوام این از راه مدیریت انتقال سیاسی است. سوم، انتقال اقتصادی بود. نه تنها ۱۳۰ هزار عسکر رفت همراهاش؛ بلکه در حدود ۴۵۰ هزار قراردادی نیز بود که سکتورهای ترانسپورت، خدمات و ساختمان را تحرک داده بود. سال آینده انشاءالله تعالی به ۴ فیصد رشد اقتصادی خواهیم رسید و بعد از آن با همکاری شما زیاد خواهد شد.
مسئله دوم چه بود؟ آغاز کار اکثر اعضای کابینه جدید در وسط سال ۱۳۹۴ شروع شد. اینها در حقیقت نیم سال داشتند و بودجه قبلی را که خودشان تیار نکرده بودند، باید مدیریت میکردند. مسئله سوم، ایجاد دیدگاه خودکفایی بود. ما در گذشته دیدگاه خودکفایی نداشتیم. در سال ۱۳۹۴ ایجاد دیدگاه خودکفایی آمد. سند خودکفایی ما را به کنفرانس لندن ارائه کردیم و تعهدات از یک کم چهل تعهدات که ما کرده بودیم، اکثریت مطلق آن اجرا شد.
مسئله چهارم، تمرکز بالای پروژههای بزرگ و پروگرامهای ملی صورت گرفت. بند سلما و بند کجکی به اکمال رسید. پروژههای بزرگ ملی بالاخره در حرکت است و یکی از دستاوردهای عمده وزیر صاحبان که من برایشان تبریکی میدهم، جذب ۱.۲ میلیارد دالر سرمایهگذاری خصوصی است. مشخصهاش چیست؟ یک، قسمت زیاد از این در حدود ۸۰۰ میلیون دالر در بخش تولید برق است. دوم، قسمت زیاد از این، از سرمایهگذاری افغانها است.
مسئله پنجم تأکید بالای فرهنگ حسابدهی و شفافیت است. مسئله ششم ازدیاد عواید است. مسئله هفتم یک بحث همهجانبه با تمویل کنندههای بینالمللی صورت گرفت. تنها من یک مثال برایتان میگویم، دهها پروژههای بانک جهانی که پول در آن راکد مانده بود کنسل شد. دهها پروژههای بانک انکشاف آسیایی هر کدام از این را زیر حسابدهی منظم گرفتیم تا تحرک بیابد. میلیاردها دالر عاطل مانده بود. مسئله هشتم، اصلاحات دستگاه عدلی و قضایی بود. بدون این ما پیشرفت واضح کرده نمیتوانستیم. مسئله نهم، جنگ تحمیل شده بود. در شمال افغانستان ۹ ولایات شمالی محراق جنگ نبود؛ بلکه تمام پروژههایی که ما باید حرکت میدادیم از جنگ متأثر شد. مسئله دهم این است که ما توانستیم دوباره جامعه بینالمللی را قناعت بدهیم که افغانستان به سرمایهگذاری دستمدت و درازمدت و همکاری قوی میارزد. امروز خوشبختانه دشمنان ما در انزوا هستند و افغانستان باز محراق توجه شد.
د - موضوع پنجم «آینده» است. اول تهدابگذاری همکاری بینالوزارتی است. دوم تمرکز بالای برنامههای ملی است. سوم، سرمایهگذاری بنیادی بالای پروژهسازی، مدیریت پروژهها و برنامههاست. چهارم، محوری بودن بودجه است. تا بودجه، محوری نشود و تمام مصارف و عواید در یک سند جامع نباشد، مملکت استقلال اقتصادی خود را تأمین کرده نمیتواند. پنجم، تقاضای من چیست؟ کابینه افغانستان قوام یافته و مشکلات را درک کرده است، امید است اجازه بدهید که این قوام محکمتر و اساسیتر شود و مسئولیت کابینه، به حیث کابینه نه از وزیر به وزیر؛ بلکه از کل کابینه همراه شورای ملی به یک وضاحت در چارچوب بودجه ۱۳۹۶ برسد. دوم، بررسی وزارتها را به صورت بسیار شفاف و واضح همراه من و رئیس صاحب اجراییه شریک کنید، ما از نزدتان این بررسی را میخواهیم.
نکته سوم تمام ملت افغانستان تحرک میخواهد، سمه ده که نه، زمان دارای اهمیت اساسی است، مخصوصاً پس از انتخاب رئیسجمهور نو امریکا در دو ماه آینده ما باید در این مملکت تحرک همهجانبه را به وجود آوریم. قیمت تغییر کابینه در این وقت به نهایت زیاد است، من واضح خدمتتان میگویم، چون تا فرد نو به یاد گرفتن، تحرک پیدا کردن و درک مشکلات شروع کند، زمانگیر است. دیگر ضرورت است که واضح بررسی شود، اگر خدا ناکرده فساد یا سوءاستفاده از صلاحیت باشد، آن چیز دیگری است؛ اما مشکلات ساختاری که در وزیر صاحبها نبوده؛ ولی حل کرده، باید عادلانه ببینیم. انکشاف متوازن ضرورت همهجانبه ملت ماست و همکاری اساسی هر سه قوه را ضرورت دارد. همچنین عدالت اجتماعی اما در عین حال تحرک اقتصادی را مردم ما میخواهند. در ده ماه گذشته، هشتصد هزار نفر از هموطنان ما دوباره به کشور آمدند. مسئله مهاجرین، بیجا شدگان داخلی، معلولین، معیوبین و بازماندگان شهدا و کوچیها که اسکان کوچیها فرمایش قانون اساسی میباشد، جدی است. از این جهت خواهش اخیر من این است که اگر قضاوت میخواهید، امید است که قضاوت عادلانه باشد. با درنظرداشت فرصتها و مسئولیتپذیری.
۱۵.۲ میلیارد دالر تعهد گرفتیم. زیادترین مصرف را که در سالهای گذشته انجام دادیم، ۱.۲ میلیارد دالر در سال بوده است. این ضرورت به همکاری و بازنگری سرتاسری دارد. زه بیا هم له ټولو نه مننه کوم چې دا ملي بحث مو شروع کړ. هیله ده چې په ډېره ښه توګه پر مخ لاړ شوو او ژمنه مو دا ده چې همیشه به ستاسې نظریاتو او ستاسې فرمایشاتو ته په دقت غور نیسوو او په ګډه به انشاءالله تعالی د افغانستان ولس آرزوګانې ترسره کوو.
یشه سین افغانستان! زنده باد افغانستان! تل دې وي افغانستان!