داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

احیای شهرهای افغانستان از طریق پلان‌گذاری، قانون و همکاری

احیای شهرهای افغانستان از طریق پلان‌گذاری، قانون و همکاری

بیانیه در سومین کنفرانس ملی شهری افغانستان

نکات مهم: 

  • توسعه شهری: شهرها محرک رشد ملی بوده و تمامی بخش‌ها را به هم پیوند می‌دهند.
  • اصلاحات استراتژیک: پیشرفت شهری نیازمند تحلیل، سیاست‌گذاری و تطبیق موثر است.
  • زمین و ملکیت: مدیریت درست زمین و تأمین امنیت مالکیت، رفاه عامه را حفظ می‌کند.
  • حکومتداری و قانون: شفافیت، مبارزه با فساد و سیستم‌های حقوقی نیرومند، مدیریت شهری خوب را تضمین می‌کنند.
  • اصلاحات شاروالی‌ها: نهادهای مقتدر و رهبری رقابتی، عملکرد شهرها را بهبود می‌بخشند.
  • زیربناها و مسکن: آب، انرژی، مدیریت کثافات و مسکن ارزان‌قیمت، شهرهای زیست‌پذیر ایجاد می‌کنند.
  • اقتصاد شهری: شهرها زمینه‌ساز اشتغال‌زایی، حمایت از تجارت و تشویق همکاری میان سکتورهای عامه و خصوصی هستند.
  • هویت شهری و مسئولیت‌پذیری: دیزاین فرهنگی و مشارکت شهروندان، پایداری شهرها را تقویت می‌کند.

 

۱۷ عقرب ۱۳۹۵ | قصر سلام‌خانه

بسم الله الرحمن الرحیم.

جلالتمآبان قاضی‌القضات، رئیس صاحب مشرانو جرگه، رئیس صاحب شورای علماء افغانستان، د کابینې محترمو غړو، د ښاري سکتور مشورتابه جناب سادات نادري صاحب و از همه مهم‌تر مهمانان عزیز خواهرها و برادرها! السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاتة!

خوش کیلدیینگ!، ښه راغلاست، خوش آمدید!

نظریاتی که من همراه‌تان شریک می‌کنم در چهار بخش است:

اول، شروع از تشکر و تبریکی! تشکر از این که از تمام گوشه‌های افغانستان تشریف آورده‌اید و در یک گفتمان بی‌نهایت مهم ملی سهم گرفتید.

این گفتمان نتایج بی‌نهایت زیادی دارد، چرا که امید است تغییر وضعیت را بین کنفرانس سال گذشته و امروز دیده باشید. سر این نکته من پس می‌آیم.

همچنین تبریکی اول به رهبری شهری، سکتور شهری و همه شاروال صاحب‌ها و اراکین که تشریف آورده‌اید؛ وزیر صاحب عدلیه، رئیس صاحب محترم اراضی، جناب قاضی‌القضات صاحب و بخش امنیتی است. چون سکتور شهری، تنها سکتور نیست، نقطه تقاطع سکتورها است. عنوانی را که شما برای کنفرانس انتخاب کردید از یک دست یا گروپ و شورا به نتیجه نمی‌رسد، بناءً از اقدامات و نحوه‌ی همکاری که ایجاد شده و از این که فرصت همراه‌تان را به من دادید، خاصتاً ابراز امتنان می‌کنم.

به خانه خود (ارگ) خوش آمدید. ساکن این خانه تنها بر اساس رأی آزاد شما، شرف خدمت شما را می‌تواند داشته باشد. کس دیگر نمی‌تواند در اینجا زندگی کند. تنها نماینده مردم، بر اساس رأی آزاد مردم و قانون اساسی افغانستان شرف خدمت شما را پیدا می‌کند. من به حیث خادم اول‌تان از شما ممنون هستم و شما را به خانه‌تان خوش آمدید می‌گویم.

دوم، تجلیل است. من از اطفال و همکارهای ما که به صورت بسیار واضح مشکلات را ترسیم کردند، ابراز امتنان می‌کنم و از هیئتی که همراه‌شان کار کردند واقعاً تشکر می‌کنم.

هر کار سه مرحله دارد: مرحله اول «تحلیل»، مرحله دوم «ساختن پالیسی» و مرحله سوم «تطبیق» است. اگر تحلیل درست وجود نداشته باشد، ما امکانات را بی‌جای مصرف می‌کنیم. موضوعی را که خواهر ما۱ در شعر خود مطرح کرد، در قلب تحلیل می‌رود. برای تحرک سکتور شهری، شما ضرورت به پول خارجی ندارید، این مسئله اساسی است. «فقر فکری» را در سکتور شهری باید از سر دور کنیم، سکتور شهری سر طلا نشسته، خیال می‌کند که این مس بی‌قیمت است. چرا؟ چون استفاده زمین به شکل اساسی می‌تواند محور اساسی مصونیت و رفاه مردم ما شود.

بدین جهت استفاده زمین و مشکلاتی را که ما ایجاد کرده‌ایم، مرحله اول «تحلیل» را تشکیل می‌دهد. سکتور شهری ما در سال‌های گذشته، نتیجه‌ی مشکلات زیادی بود و در یک خلای فکری قرار داشت. من از کوردیپلوماتیک و همکارهای بین‌المللی ما ابراز تشکر می‌کنم. همیشه منتظر بوده‌ایم که کدام خارجی بیاید، یک چند مقدار پول به ما بدهد تا یک تعمیری را جور کنیم. تعمیر به تعمیر شهر را ساخته نمی‌توانیم، دل به دل شهر را ساخته می‌توانیم!

بنابراین تحلیل محور اول است. من، هم از کنفرانس شهری دوم و هم از کنفرانس شهری سوم ابراز امتنان می‌کنم. تقاضای من این است که پنج مشکل عمده را برای کوتاه‌مدت و وسط‌مدت تشخیص کنید، چرا که همه چیز در یک سال نمی‌تواند انجام شود. اهداف واقع‌بینانه را تعیین کنیم تا قرارداد دوجانبه بر اساس آن باشد و در عین حال دیدگاه وسط‌مدت را داشته باشیم.

مرحله دوم، «پالیسی‌سازی» است. یکی از مشکلات بنیادی ما در سکتور شهری، عدم موجودیت یک پالیسی مشخص و واضح بود. ما نهادهای تصمیم‌گیرنده را که بتوانند تمام عناصر سکتور شهری را از یک طرف و باز نهادهای تصمیم‌گیرنده دیگر ابعاد دیگر شهری را سرش صحبت کند، مطرح نکرده بودیم.

یاسین صاحب در مورد تدارکات صحبت کرد؛ زیادترین تغییر در تدارکات آمده است. من به جناب یاری صاحب [رئیس اداره تدارکات ملی] تبریکی می‌دهم که بررسی بین‌المللی که در مورد شفافیت صورت گرفته، زیادترین تبریکی را به اینها داده است. تشکر از زحمات‌تان!

۷۲ جلسه کمیسیون عالی تدارکات صورت گرفته، در سطح بالای تصمیم‌گیری - جناب یاسین صاحب - مشکل نیست، در وزارت‌ها مشکل است. به خاطر این که حال می‌رویم به مرحله دوم فساد و این فساد باید تشخیص شود، اما شما هم در فساد شریک هستید، ضد فساد ایستاد شوید. اگر مجبور هم هستید، بیایید مفسدین را فاش کنید. یک‌طرفه نمی‌شود، هر دو طرف مشکل جدی داریم. مشکل شرکت‌های ساختمانی ما هم در گذشته، با اجازه‌تان، بسیار جدی بود.

یک قسمت زیادی از هدف این بود که قرارداد را به دست بگیرند، نه این که قرارداد را تکمیل کنند. ضرورت بسیار واضح در این تحلیل که آمد، این است که حال به فضل خداوند (ج)، قراردادهای به وجود آمده‌اند که می‌توانند کار را تکمیل کنند. من به خاطر پروژه خواجه‌رواش واقعاً هم قراردادی‌ها را و هم وزارت شهرسازی و وزارت مالیه را تبریکی می‌دهم. همه با هم باید کار کنیم و مخصوصاً مردم. این پروژه‌ای بود خواهران و برادران که مردم قالین و یا زیور خود را فروخته بودند تا صاحب یک آپارتمان شوند؛ اما مطلق امید را از دست داده بودند. وزیر شهرسازی در پیش روی اینها تعهد کردند که در سه ماه این کار را انجام می‌دهد یا استعفا می‌کند. این رقم تعهد، تعهدی است که مردم آن را استقبال می‌کند. کار در سه ماه انجام شد و من شرف افتخار افتتاح آن را داشتم، ۲۰۱۴ آپارتمان بود که تکمیل شد. نکته در این است که اگر شفافیت و اراده مشترک باشد، ما می‌توانیم به نتیجه برسیم. ۱۷ هزار آپارتمان زیر کار است، زیادتر از ۱۷ هزار و این زیادتر می‌شود ان‌شاءالله تعالی.

در مرحله تحلیل، مشکلات جدی پالیسی وجود داشت که هنوز هم رفع نشده؛ اما چیزی که بین سال گذشته و حال فرق است، ما می‌فهمیم که چی چیزها را اصلاح کنیم.

مرحله دیگر «تطبیق» است. مسئله اساسی این است که دولت و ادارات ما به شکل فعلی که انسجام پیدا کرده‌اند، ظرفیت مصرف را ندارند. مصرف شفاف، اداره موثر و کارا می‌خواهد. پول را ضایع کردن بسیار آسان است؛ اما پول را به صورت شفاف و موثر مصرف کردن و ارائه خدمات به مردم، مشکلات جدی را هم در سکتور خصوصی رونما می‌کند و هم در دولت. امشب همراه مشرانوجرگه مجلس اول را داریم؛ چون فردا بودجه خدمت‌شان می‌رود و بعد از آن به ولسی‌جرگه، یک گفتمان ملی کار داریم که مشکلات مصرف را به صورت اساسی تشخیص و چاره‌اش را کنیم. در این بخش، قوه بشری یک بخش عمده است.

با نهایت احترام به سکتور خصوصی، اینها ظرفیت دیزاین را ندارند. در تعمیرهایی که ساخته می‌شود، ظرفیت دیزاین را ندارند. چند تعمیر بلندمنزل که در اینجا ساخته شده، خداناکرده در اولین زلزله، تاب زلزله را خواهد داشت؟ چند تعمیر و شهرک ما بدرفت دارد؟ این مسایل بنیادی باید تشخیص شود.

نتیجه‌گیری من این است که باید مطلق و واضح مشکلاتی را که داریم تعریف کنیم تا یک تهداب وجود داشته باشد که از چی شروع کردیم و به کجا می‌رویم؟ بدون درک مشکلات به صورت اساسی، ما نمی‌توانیم پیشرفت کنیم. در عین حال دستاوردها و ظرفیت‌های مثبتی که داریم هم باید درک شوند؛ اما تحلیل بی‌طرفانه از طرف مردم، جامعه مدنی و اتحادیه‌های مسلکی ما بی‌نهایت ضرور است. درخواست من این است که این باید پوست‌کنده ایجاد شود؛ در بخش عدلی و قضایی، جناب قاضی‌القضات صاحب و جناب لوی څارنوال صاحب، عین کار را انجام دادند. تا تهداب واضح نباشد که از کجا شروع می‌کنیم، نمی‌توانیم پیش برویم.

نکته دیگر «تحرک» است. مشکلات عدیده هست. دشمن‌های افغانستان هدف و آرزوی‌شان این است که تمام تمرکز این ملت سر جنگ باشد، اگر روزی شانزده ساعت کار کافی نباشد، به بیست ساعت می‌رسیم. پیغام را به دشمن‌های افغانستان بدهید که ما همیشه می‌توانیم چندبعدی فکر کنیم و هیچ وقت مصونیت مردم خود را فراموش نمی‌کنیم. معنایش این است که ما وسایل تصمیم‌گیری را واضح‌تر بسازیم. چند نکته در این قسمت:

اول؛ شورای شهری ایجاد شده و بخش‌هایش واضح است؛ میکانیزم تصمیم‌گیری و تطبیق به وضاحت صورت می‌گیرد.

دوم؛ شورای آب و زمین ایجاد شد و قسمی که دیدید مسئله بنیادی ملکیت و مالکیت با هم ارتباط مستقیم دارد. بنیادی‌ترین مسئله در شهرهای ما این است که امروز مردم ما ملکیت مصون ندارند و وعده ما برای‌تان این است که ملکیت مردم مخصوصاً غریب‌ترین اقشار این جامعه مصون می‌شود. اینها صاحب جایداد شرعی می‌شوند، زیادترین قربانی را از نگاه عدم موجودیت پالیسی واضح شهری، مردم فقیر افغانستان دارند. اینها به صد مشکل می‌روند یک زمین را به صورت عرفی می‌گیرند یا یک خانه را به صورت عرفی ایجاد می‌کنند و فردا از طرف همه تحت مشکل قرار می‌گیرند. دیگر ضرورت واضح است که تحرک را ببینیم که پالیسی‌ها از روی کاغذ به مرحله عمل رفتند.

علامت سوم تحرک، انتصاب شاروال‌ها است. زیاده از بیست شاروال بر اساس رقابت بسیار واضح و طرح‌های مشخص، استخدام شدند. در نتیجه این استخدام زیاده از سه‌صد میلیون افغانی در شش ماه گذشته در عایدات شاروالی‌ها ازدیاد آمده و هنوز این ابتدای کار است. هر شاروال مجبور است که یک طرح مصونیت و رشد شهری را پیشنهاد و مدیریت کند.

چهارم؛ عمده‌ترین موضوع، ایجاد شورای عالی حاکمیت قانون است. من از جناب قاضی‌القضات صاحب و تمام همکاران دیگر در این بخش، واقعاً امتنان می‌کنم، به خاطر این که مبارزه با فساد در دستگاه عدلی و قضایی ما به صورت جدی شروع شده است. این بحث و اولین تجربه که بعد از این قباله‌ها از طرف اراضی مدیریت شود، بین اراضی و ستره محکمه زیر کار است تا به صورت اساسی محاکم به وظایف اصلی خود برسند. نکته اساسی در این است که بدون حاکمیت قانون و یک قضای بی‌طرف، مسلکی و متعهد، ملکیت و مالکیت مردم را نمی‌توانیم گرنتی کنیم. همچنین در مورد شورای عالی اقتصاد.

در پهلوی این، ایجاد دیدگاه است. اول این که واقعاً حالت فعلی کابل به حیث پایتخت تأسف‌آور است. دیدگاه ما چی است؟ بسیار ساده: ما می‌خواهیم که مثل دوران بابر، شعرای زبان‌های مختلف در وصف کابل شعر بگویند نه این که درد کابل را به شعر بیاورند. کابل امروز سرش اجماع است. پایتخت افغانستان باید یک شهر آبرومند و متحرک باشد. پلان‌های این در حال ایجاد است.

از جامی صاحب ابراز امتنان می‌کنیم که چند مسئله عمده را گفت. مسئله آب، بعضی چیزها جناب جامی صاحب، بین تحلیل و عمل وقت کار دارد. بررسی اساسی ضروریات آب کابل روی دست گرفته شده همچنین بررسی کثافات کابل. از اول نکته اساسی این بود که معلومات به اندازه‌ای پراکنده بود که چهار ماه وقت گرفت تا ما مطالعات قبلی شصت سال پیش را جمع کنیم و در یک چارچوب بیاوریم، بعد از آن چند کمپنی بسیار معتبر بین‌المللی که یکی‌اش زیاده از صد سال در فرانسه در قسمت بدرفت و مدیریت آب کار می‌کند، سر این کار کرد و حال با پیشنهادهای مشخص آمده است.

ایجاد اداره زون پایتخت، یک قدم دیگر است که بتوانیم تمام ارتباط کابل را با شهرهای همجوار در ولایات همجوار بسنجیم.

در قسمت بدرفت دیدید که بار اول قوای کار را فعال ساختیم و زیاده از شصت هزار تن مواد کثافات را در یک هفته خالی کردیم که این باز دوام خواهد کرد؛ اما مسئله‌ای اساسی، محیط است؛ کثافاتی که انتقال داده شده یک خطر اساسی برای آب‌های زیرزمینی کابل است. طرح‌هایی روی دست است که نه‌تنها اینها چطور به صورت اساسی مدیریت شوند، بلکه امید زیادی است که بین ۱۶ تا ۲۵ میگاوات برق از تصفیه کثافات به دست ما بیاید. این قدم‌هایی است برداشته شده، و هر چی پول داشته باشیم، اگر به صورت اساسی مدیریت نشود، مشکلات دوم را می‌آورد. امید است که در کنفرانس سال آینده بتوانیم خبرهای بهتر را در این بخش‌ها خدمت‌تان ارائه کنیم.

قسمت دیگر اقدام اساسی ما در شهر کابل این است که از قصر دارالامان شروع کردیم و دیدید که منتظر کمک بیرونی نماندیم. من از وزیر صاحب مالیه تشکر می‌کنم که عایدات ما را در سال گذشته ۲۲ فیصد زیاد کرد و امسال سه ماه پیش‌تر از این که سال پوره شود، هدف را پوره نمود.

کلید ثروت در دست خود ماست، اما نکته‌ی ما در قسمت کابل چند چیز دیگر است:

یک؛ ۹۰ فیصد ادارات دولتی به دارالامان انتقال می‌کند. آرزوی امیر امان‌الله خان غازی عملی می‌شود. این فصل ناتمام تاریخ افغانستان، ناتمام نمی‌ماند، تکمیل می‌شود.

دوم؛ یک پلان اساسی کابل روی دست است تا دریا، کوه‌ها و تپه‌های کابل و آثار تاریخی آن زیر مواظبت مردم قرار بگیرد.

سوم؛ مسکن مصون.

چهارم؛ مسکن قابل استطاعت.

برنامه‌ی میثاق شهروندی به خاطر این است که هر گذر شهرهای افغانستان، در یک دیدگاه وسیع مردمی اشتراک داشته باشند. گله من از معتبرترین مردم کابل است، گله من از نقاطی نیست که سر کوه‌ها نشسته‌اند، گله من از وزیر اکبر خان، شهر نو، کارته سه، کارته چهار و خیرخانه است. چرا؟ خانه‌تان هر کدامش به صدها هزار دالر بعضی‌اش به میلیون‌ها دالر می‌ارزد؛ این قدر همت ندارید که سرک‌های‌تان را قیر کنید و مصونیت کوچه‌های‌تان را بگیرید؟ روزانه، تنها به بادیگاردهای‌تان چیزی می‌دهید که کل سرک‌های‌تان را می‌تواند به قیر بدل کند. اگر از برکت این خاک در این پانزده سال، صاحب هر چیز شدید، ضرورت این است که طبق اصول اسلامی یک کمی صدقه بدهید. دیگر چیز هم کار نداریم خواهران و برادران! تنها، مالیه، صفایی، قیمت کرایه و فروش را طبق اسناد شرعی و اصولی بدهید. از همکارهای بین‌المللی من درخواست می‌کنم که لطفاً در این فساد شریک نباشید. [خنده و کف زدن حاضران] [باخنده:] وقتی که مالک یک خانه می‌آید که قیمت کرایه را نیم نشان بدهید، به لحاظ خدا (ج) و قرآن نکنید.

اما قسمت دیگر متوجه شاروالی محترم و آبرسانی می‌باشد و آن این است که مالیات بدون «خدمات» نمی‌شود. دیروز یک بحث اصلی در شورای عالی اقتصاد داشتیم، اصناف شکایت داشتند که هم به صورت مرکزی باید راجستر شوند، و هم شاروالی می‌خواهد که جداگانه اینها را راجستر کند. از معاون صاحب شاروالی کابل پرسان کردیم، دو ماده قانون را به رخ ما کشید. عین ماده می‌گوید که در بدل خدمات، باید مالیات گرفته شود. برادران جمع عواید، بدون خدمات مجاز نیست. خدمات ارائه کنید که مردم سرتان باور کنند و پول خود را در حرکت ببینند. غیر از این، این یک‌طرفه است. معاون صاحب شاروالی ملامت نشود که زودتر آمده بود. جناب حبیبی‌زی صاحب،۱ حرکت آورد و من از ایشان تشکر می‌کنم؛ اما هر چی پرسان‌شان می‌کردم که به این اصناف کدام خدمات را ارائه می‌کنید، زبانش تعلل می‌کرد. [با مزاح:] فراموشی شاید از عدم ارائه باشد. او ضرور ده چې دا بدل شي، ان‌شاءالله تعالی چې دا بدلېږي. په کابل شاروالۍ کې زښت ډېر تغیيرات راغلي، په نورو شارواليو کې به هم تغیيرات راشي، مگر ضرورت دا دی چې زموږ تاجر او زموږ هر يو اوسېدونکی ځان وګوري چې پيسې يې ورته کار کوي. د افغانستان خلک ډېر ښه قضاوت لري خويندو او ورونو! که پوه شي چې څوک ورته کار کوي، تقديروي يې! د مشرانو جرګې معاون صاحب او زه تللی وم چې د خواجه رواش پروژه افتتاح کړو، ولس راغی، وویل یې دغه سړي تقدیر کړه. کاشکې دې هر وزیر همدغه ډول تعهد وکړي، نو مننه وزیر صاحب!

نکته دیگر دیدگاه وسیع شهری ماست. اول، یک شبکه‌ی شاروال‌ها در حال ایجاد شدن است که باید با هم ببینند و فرصت‌های بسیار بزرگ است که با همدیگر شریک کنند. من روز جمعه در فیروزکوه بودم، غور از ولایات بسیار پرغرور و در عین حال از ولایات بسیار محروم افغانستان است. این سفر چهارم من در چهارده سال بود و حال حداقل یک شهر در حال ایجاد است، اما چیزی را که من متوجه شدم دولت تعمیر به تعمیر در فیروزکوه کار کرده، نه بر اساس یک دیدگاه وسیع.

ضرورت واضح است که ما شهرک‌ها و شهرهای آینده‌ی افغانستان را با یک پلان واضح طرح کنیم. در قسمت ولسوالی‌ها من از وزیر صاحب شهرسازی و همکارهای‌شان ابراز تشکر می‌کنم که یک طرح استندرد ارائه شده است.

مهم‌ترین کار دیگری را که انجام داده‌اند، پیشنهاد مسجدهای استندرد است. اگر از ترکیه به ایران بروید، فوراً با دیدن اولین مسجد درک می‌کنید که از یک فرهنگ مسلمان به دیگر فرهنگ مسلمان حرکت کردیم. زیادترین پول را مردم ما سر مساجد شریف مصرف می‌کنند. رئیس صاحب شورای علما تشریف دارد. یک سبک واضح معماری افغانستان باید زنده شود و در این بخش باید صدها و هزارها نفر مورد تعلیم قرار بگیرند.

اولین تعهد دولت در قسمت اعمار مجدد مساجد تاریخی در حال اجرا است. تعهد ما این است که هر سال ما مساجد عمده تاریخی افغانستان را احیای مجدد می‌کنیم و مساجد نو را با یک نقشه واضح و مشخص ترتیب می‌کنیم. خواهش من از سکتور شهری ما، هم بخش خصوصی و هم بخش دولتی این است که لطفاً مهندسی را با فرهنگ ملی و اسلامی ما تطبیق کند. این تعمیرهای کانکریتی اگر ضرورت است خُب؛ اما نُمایش حداقل باید با کاشی باشد. خطاطی ما چرا در حال از بین رفتن است؟ امید است که این جلسه باعظمت یک بحث واضح را راجع به بعدهای فرهنگی شهرسازی ما مطرح کند. می‌خواهیم در یک شهری زندگی کنیم - هر شهر افغانستان - که با گذشته عمیق تاریخی خود ارتباط داشته باشد یا می‌خواهید شهرهای امریکایی یا اروپایی را ایجاد کنید. شهر روح دارد و روح از فرهنگ دینی و ملی ما سرچشمه می‌گیرد که برای ما یک چیز است.

ضرورت این است که این بحث را هم انجام دهیم تا بتوانیم نه تنها شهرهای مصون را ایجاد کنیم که شهرهای قابل افتخار را ایجاد نماییم، شهرهایی که قابل زندگی باشند.

تحرک ایجاد شده و این تحرک قابل تقدیر است؛ ولی کافی نیست. اولین کسی که به این اعتراف می‌کند وزیر صاحب شهرسازی است، چون هنوز مشکلات جدی ما مانده است. بدین جهت خواهش و حرف آخر ما «تحول» است؛ یک تحول بنیادی در وضعیت شهرهای افغانستان باید بیاید. وزیر صاحب شهرسازی! باید این کنفرانس فیصله کند که سه سال بعد از این، وقتی اطفال ما سر استیج می‌آیند، نمایشنامه‌شان چه باید باشد. آیا کودکستان‌های ما تحت شعاع زورآباد می‌آید؟ اگر شهرهای مختلف افغانستان را ببینید عموماً دو جای دارد، زرآباد و زورآباد؛ زورآبادها را از بین ببرید. آن همکارهای ما که زر پیدا کرده‌اند، زرشان را خوش داریم و به صورت مشروع و معقول زمینه را برای‌شان فراهم می‌کنیم که در تحرک بیایند؛ اما لطفاً همراه زورگویی خداحافظی کنید. مردم افغانستان هیچ وقت زور را قبول نمی‌کند.

بناً مسئله‌ای که در موضوع تحول مانده، «غصب زمین» است. ما تحرک داشتیم و در حدود چهارصد هزار جریب زمین غصبی دوباره برگردانده شده است. در وضعیت شهری به صورت اساسی، سال آینده سر غصب تمرکز خواهد شد. آن، جنبه منفی استعمال قوه است، جنبه مثبت این است که دولت باید محرک، پلان‌گذار و شریک شود. مشارکت با کیست؟ اول، مشارکت با مردم است.

من همیشه به شما گوش می‌کنم به خاطر این که من از بین شما آمده‌ام و به حیث یک شهروند در کابل همیشه زجر می‌بینم. من از افراد اولی بودم که به دارالامان رفتم. در آن وقت مردم فکر می‌کرد، دیوانه سرش را مار خورده چطور دارالامان می‌رود؟ یک ساعت می‌گرفت که هشت کیلومتر را از کپرک برویم. مردم مشکلات جدی دارند؛ اما دولت باید از نبض مردم برنامه بسازد تا برنامه‌هایی را که می‌سازیم با اشتراک باشد. حال خواهش من از جامعه مدنی و مردم این است که راه‌های سهولت را فراهم کنند. ما می‌خواهیم تمام نقاط غیرقانونی که مردم دارای عاید کم یا متوسط در آن زندگی می‌کنند، قانونی شود؛ اما این از شما کمک می‌خواهد. ما نمی‌توانیم در عین حال زیربنا را استملاک کنیم و برای‌تان شرایط را فراهم نماییم. راه‌های واضح در جاپان و نقاط دیگر به وجود آمده که بر اثر مشارکت شما جایدادتان به جایداد قانونی بدل می‌شود. می‌خواهید مثال زنده را در منطقه ببینید، انقره را بنگرید. انقره شصت سال پیش با انقره امروز زمین و آسمان فرق دارد، از خاطر این که مشارکت به وجود آمد.

دوم، سکتور خصوصی شریک بنیادی ما است. سکتور خصوصی می‌تواند با ساختن مسکن قابل استطاعت مفاد بسیار واضح داشته باشد. ترتیب زون‌ها در نقاط مختلف که چندطبقه و به چه طریق ساخته می‌شود، نکته اساسی است.

عمده‌ترین موضوعی که از نگاه دولت، شاروالی‌ها و همه اجزای دولت مطرح است، استفاده موثر از زمین است. ما زمین را نمی‌فروشیم. فکر می‌کنید که زمین‌های بسیار اعلای مرکز و شهرها برای‌تان فروخته می‌شود؟ نی. مشارکتی که به صورت دوامدار مبدل به سرمایه ملی شود، راه پیشرفت است. بر این اساس ان‌شاءالله تعالی ما می‌توانیم اقدام کنیم.

از نگاه منطقه ببینید. همیشه افغانستان را «قلب آسیا» می‌گوییم؛ اقبال از همه بهتر گفته بود؛ اما این قلب مسدود و نقطه تحرک این قلب شهرهای مرتبط است. بیست ولایت افغانستان در نقاط سرحدی است. یک فرصت عظیم دارید، سادات صاحب که بتوانیم اینها را ارتباط بدهیم. هر ولایت باید همزمان یک ولایت ترانزیتی باشد. بدین جهت نقش ترانسپورت، پلان‌گذاری این و خدماتی که ما ارائه می‌کنیم باید به صورت اساسی باشد.

نکته آخر من. با هلیکوپتر از سر کابل گذر می‌کردیم. به داکتر صاحب قیومی – یادش به خیر که در این هفته نیست – گفتم چه را دیدی؟ گفت چیزی را که ندیدم برایت بگویم. گفتم بلی؟ گفت من مراکز کار را در کابل ندیدم. کل این خانه است. ساکنان اینها از چه زندگی می‌کنند؟ بنابراین شهرهای ما باید بر اساس این سنجیده شود که چطور تولید ثروت و ایجاد کار می‌کنیم؟ چطور با قُرای خود ارتباط بگیریم؟ شهر و قریه مثل زنجیر با هم ارتباط دارد و بدترین بخش زندگی شهری ما امروز این است که حتی میوه و سبزی خود را از خارج وارد می‌کنیم. طرحی که باید به وجود بیاید، سر این است که افغان را به حیث افغان، زن، مرد، شهری، کوچی و ده‌نشین را با هم مرتبط بسازد تا یک اقتصاد ملی قوی به وجود بیاید. امید دارم که این کنفرانس زمینه این را فراهم کند. باز هم از همه‌ی شما به خاطر تشریف‌آوری‌تان ابراز امتنان می‌کنم.

ښه راغلئ، په لیمو راغلئ، خدای (ج) مو بریالي ساته!