د کورنيو ټړون: د کابل په زړه کې د میراث او مالکیت ترمنځ پیوستون
د غیرپلاني او غیر رسمي کورونو د ملکیت اسنادو د لومړي پړاو پیل په مراسمو کې وینا
مهم ټکي:
- قانوني خوندیتوب: د غیرپلان شوي کورونو رسمي کول ترڅو د خلکو د مالکیت حق خوندي شي.
- صدیقي فلسفه: تر هر څه وړاندې د ټولنې بېوزلو او زیانګالو خلکو ته د خدمت کول.
- ټولنیزه سرمایه: د کابل د پخوانیو ارزښتونو لکه پیوستون، همکارۍ او ګډون بیا راژوندي کول.
- کلتوري ساتنه: د خرابات د یو کلتوري پوهنتون په توګه نمانځل او د هنر د ملي موزیم جوړول.
- تمدني هویت: د اسلامي مهندسۍ په رڼا کې د نوي کابل جوړول او د تمدني ارزښتونو ساتل.
- اداري اصلاحات: له نوې ټکنالوژۍ په ګټې اخیستنې د ملکیتونو د ثبت اسانول او د لګښتونو کمول.
- اقتصادي نه ګټه اخیستنه: د ملکیت سندونو له وېش څخه د شاروالۍ له خوا د عایداتي سرچینې په توګه منع کول.
- ملي ویاړ: د یو داسې پایتخت لپاره د بابر او امانالله خان د لیدلورو نښلول چې هر افغان پرې وویاړي.
ناحیه اول شهر کابل
۱۰ میزان ۱۳۹۵
بسم الله الرحمن الرحیم.
همشهریان عزیز کابل، باشندگان ناحیه اول، مخصوصاً گذر خرابات، جناب هماهنگ صاحب نماینده گذر، اعضای محترم کابینه، اعضای محترم سکتور شهری، جناب پیکار صاحب، جناب شاروال صاحب، جناب ییلانی صاحب، همه خواهرها و برادرها، جناب وکیل صاحبها، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!
اولین وظیفه یک دولت مسؤول، حفاظت مال و جان هموطنانش است. مال مردم افغانستان که در تحت شرایط غیررسمی، عرفی و غیره زندگی میکنند، مصون نیست. خود را در جای یک خواهر و برادرتان قرار بدهید که فردایش مصون نیست. کی امروز سر خانهی خود میتواند سرمایهگذاری کند؟ امروز خانهی خود را میتواند از خود بگوید و امروز خانهی خود را به اولاد خود میتواند انتقال بدهد؟ همین تشویش، تشویشی است که من را شب بیدار نگاه میکند.
امروز من به پیکار صاحب و همکارهایشان تبریکی میدهم که تشویش را در گذر خرابات کم کردند، شما امشب آرام خواب کنید، ما هم شاید یک چند دقیقه آرام خواب کنیم، اما یک قدم کوچک که برای هر فرد است، در واقعیت یک قدم بزرگ در مصونیت یک خانواده، گذر و بالآخره این شهر و مملکت است. وعده این دولت همراهتان این است که انشاءالله تعالی مال تمام افغانها در تمام افغانستان شرعی و مصون میشود.
وقتی که ملکیت باشد، همراهش مالکیت میآید. امروز کسانی که ملکیت مصون ندارند، چه طور خود را مالک این شهر و مملکت بدانند؟ و هر چی یک فرد داراییاش کمتر است، به همان اندازه باید مصونیتش زیادتر باشد، اما بالعکس میراث بد نزد ما این است که هر فردی که داراییاش کمتر است، باید مصونیتش کمتر باشد. فکر کنید که در پانزده سال گذشته، چه قدر هموطنانتان، کار کردند که صاحب یک سرپناه شوند؛ اما امروز سر همان سرپناهشان پنج یا ده دعوای موازی میگردد تا عرق دستشان را از پیششان بگیرند و زمینشان را غصب کنند، این قابل قبول نیست. این خلاف شریعت و قانون است و مورد قبول ما نیست. دیگر وعده ما همین است که وعده خود را عملی میکنیم و انشاءالله قدم اول است.
دوم؛ من میخواهم از خرابات یادآوری کنم، یک تعداد از بزرگترین شخصیتهای این مملکت، در خرابات کلان شدند، در خرابات زندگی کردند و آن را به یک پوهنتون فرهنگی افغانستان بدل کردند. استاد قاسم کسی بود که سفیر انگلیس را وادار کرد که نغمهی استقلال افغانستان را در پیانو بزند و شخصی بود که در هر نظامی که بعد از امانالله خان آمد، یک روز از وفاداری خود به قهرمان ملی افغانستان نگذشت. استاد سرآهنگ، مقدار مدالهایی را که استاد سرآهنگ در هندوستان کمایی کرد و راکهایی را که استاد سرآهنگ در هندوستان سرود، بینظیر بود. استاد هماهنگ، پدر مرحوم سلطان هماهنگ که آوازش واقعاً آهنگ داشت. استاد هاشم تبلهنواز مشهور و دهها شخصیت دیگر. بدین جهت نه تنها بجاست که امروز از خرابات شروع کنیم؛ بلکه پیکار صاحب یک مرکز هنر را به پول دولت بخرید، ترمیم کنید و به موزیم ملی هنر افغانستان مبدلش کنید.
من شرف افتخار این را دارم که پنج سال اول زندگیام را در نزدیکی خرابات در گذر فورمولیها گذراندهام. فرهنگ شهر کهنه کابل، فرهنگ همسایگی و همبستگی بود. بعد از ۶۰ سال هنوز هم کوچگیهای قدیمی را که ببینید، یک حس همبستگی وجود دارد، یک حس تعاون، حس این که مشارکت وجود داشت و این را حال با الفاظ نو، سرمایه اجتماعی و فرهنگی میگویند؛ کابل قدیم نمونه ارتباط نیک مردم بود.
من و داکتر صاحب قیومی نمونه آن کابل هستیم، به این خاطر تعهد ما این است که کابل نو را بر اساس ارزشهای همبستگی، دوباره احیا کنیم و احیای کابل روی دست است. امروز قدم اول برداشته شده، جناب نادری صاحب وزیر بسیار متحرک ما، جناب هوتکی صاحب مسؤول حوزه پایتخت، جناب شاروال صاحب، همه همکاران در کار هستیم و مخصوصاً رهنمایی همهجانبه داکتر صاحب قیومی، یک سرمایه ملی این مملکت، موجب این خواهد شد که شما یک کابل نو را خواهید دید.
اما مرکز کابل هیچ وقت قربانی منافع اقتصادی نخواهد شد. مرکز کابل مثل کابل ۴۰۰ سال پیش، کابلی که در آن بابر زندگی میکرد، مرکز تمدن ما خواهد بود. در این کابل، تمام مهندسی باید مهندسی اسلامی و تمام ترتیب باید فرهنگ اسلامی باشد. خاصتاً هر کابلی، کابل را از خود بداند و هر افغان مثلی که پایتخت کابل را دل خود میداند، سر کابل افتخار کند. یک بُعد دیگر برنامهها عملی خواهد شد، مسجد عیدگاه به صورت اساسی زیر کار است و مسجد پل خشتی و قصر دارالامان نیز زیر کار میباشد. ما میخواهیم که در عین حال دیدگاه بابر و امانالله خان را همزمان داشته باشیم. امروز کابل ما با آن کابلی که در وصف آن هر شاعر دریزبان و یک قسمت زیاد شعرای پشتوزبان شعر سرودهاند، ارتباط ندارد، در حالی که کابل نسل نو ما، باید با آن کابل ارتباط اساسی داشته و قابل زندگی باشد.
در آخر، من اول همشهریهای بسیار محترمم را در شهر کابل و مخصوصاً در ناحیه و گذر خرابات تبریکی میدهم. من از سهم فعالتان تشکر میکنم و مخصوصاً از این که به آوازههای بیجا باور نکردید. من میفهمم که هر بار پیشتان یک تعداد مردم آمدند که هدف این است که ملکیتتان را از پیشتان بگیرند. تا این خادمتان در این جا باشد، کسی نمیتواند ملکیتتان را بگیرد.
من میخواهم از داکتر صاحب قیومی ابراز امتنان کنم، داکتر صاحب یکی از سرمایههای ملی افغانستان است که همیشه دلشان سوخته و نه تنها گذشته بسیار دارد؛ بلکه خانمش شاعر است و بار بار در تعریف کابل از یک طرف و در زمانی که کابل به ویرانه بدل شده بود، در رنج کابل شعر گفت. تشکر ناجیه جان¹، تشکر داکتر صاحب قیومی و از پیکار صاحب از صمیم قلب من میخواهم ابراز امتنان کنم.
اراضی، کار آسان نیست؛ اما برای ما بر اساس تصادفهای تاریخی و کوشش شخصی پیکار صاحب یک ترکیب به دست آمده که امروز اراضی افغانستان را کسی اداره میکند که هم افغانستان و تاریخ آن را میفهمد و هم مقایسه را، و میفهمد که امروز را چه طور پُل فردا بسازیم. فردای مصون، باعزت و مطمئن.
همچنین از جناب نادری صاحب² که نقش رهبری سکتور شهری را برعهده دارد و از روزی که آمد، یک تحرک خاص را در سکتور شهر کابل شاهد هستیم. از هوتکی صاحب و حبیبزاده صاحب تشکر میکنم و همچنین از دوست بسیار نزدیک انجنیر صاحب حبیب - از روزی که در «باغ بالا»ی سرد، دو هفته را ما بالای همبستگی ملی صرف کردیم - که تعهد دوامدار، دانش و مخصوصاً حوصلهی عظیمش یک سرمایه برای این ملت است، تشکر میکنم.
من میخواهم از اعضای محترم کابینه، مخصوصاً رحیمی صاحب¹ که همیشه بارِ کابینه را برمیدارد و هیچکسی از پیشش تشکر نمیکند، امروز من از رحیمی صاحب تشکر میکنم. شکایات وزیرصاحبها همیشه زیاد است، مگر تشکرشان همیشه کم است؛ از آن خاطر من تشکر میکنم، همچنین از ییلانی صاحب، دلاوری صاحب و انجنیر صاحب ملکزی و دیگر همکاران.
وزیر صاحب مالیه یک نقش بسیار خاص در تحرک اقتصادی افغانستان داشته و از زحماتشان تشکر میکنم؛ چون یک وعده دیگر داشت، من از پیششان درخواست کردم که تشریف ببرد. در عین حال از همکاران بینالمللی ابراز امتنان میکنم. از USAID که شریک دوامدار ما هست و امروز شاهد حضور داکتر صاحب ساتیانوتی هستیم و از بانک جهانی، HABITAT-UN و تمامی همکاران بینالمللی. نکته بنیادی برای خود ما این است که باید هدفمند باشیم. برای این که مردم ما مصون شوند باید از یک طرف نقشه راه و از طرف دیگر اراده تطبیق داشته باشیم. در نظر مخالفتها بسیار کم است؛ اما در 2عمل گروههایی پیدا خواهد شد که یا پروپاگند منفی یا موانع ایجاد میکنند. خداوندﷻ ما را کامیاب کند که چیزی را که ابوبکر صدیق (رض) گفت، عملی کنیم. همیشه در خدمت محرومترین و آسیبپذیرترین اقشار جامعه باشیم و این قوت را داشته باشیم تا کسانی که مانع میشوند را بتوانیم با عزم راسخ سرشان را پایین بیاوریم.
امروز این قدم بزرگ را به تمام همکاران تبریک میگویم و از تمام شهروندان کابل و شهرهای دیگر افغانستان، تقاضای من این است که همکاری کنند تا پروسهای را که در دیگر جای دهها سال گرفته، ما بتوانیم در چند سال آینده عملی کنیم. در عین حال چیزهای تخنیکی را که برایتان گفتند، بسیار پیچیده بود، تعداد کلمات انگلیسیاش به اندازهای زیاد بود که من هم حیران مانده بودم که میفهمم کلمات را یا نی! ولی مقصد آن بسیار ساده است، مقصد این است که از تخنیک استفاده کنیم که ملکیت شما مصون، قیمت ساده و نتیجه درست باشد. شاروال صاحب خودش که نمیخواست، بعضی همکارانش میخواست که از این، پیسه عاید برای شاروالی پیدا کنند، نی؟ شاروال صاحب! از ملکیت نمیتوانید پیسه بگیرید، ملکیت قیمت ندارد.
سرلوړي اوسي، ژوندي دې وي افغانستان!
زندهباد افغانستان!
یشه سین افغانستان!
پاینده باد یک پایتخت مصون و قابل زندگی!