داکتر اشرف غنی
داکتر اشرف غنی

امید و اصلاحات: مسیر افغانستان به سوی توسعه و کاهش فقر

امید و اصلاحات: مسیر افغانستان به سوی توسعه و کاهش فقر

سخنرانی در بیستمین نشست بُرد مشترک نظارت و انسجام (JCMB) - کابل

نکات اساسي:‌

  • اصلاحات و حکومتداری: حکومت کارا، پاسخگو و قانون‌محور.
  • مبارزه با فساد: شفافیت و حسابدهی در تمام بخش‌ها.
  • توسعه اقتصادی: اشتغال‌زایی، تجارت، زراعت و کاهش فقر.
  • تقویت نهادها: وزارت‌خانه‌ها و خدمات عامه توانمند.
  • مشارکت بین‌المللی: همکاری همراه با مالکیت و مسئولیت‌پذیری.
  • امنیت و ثبات: صلح به عنوان تهداب پیشرفت.
  • عدالت اجتماعی: انصاف، شمولیت و فرصت‌های برابر.
  • امید و چشم‌انداز: آینده‌ای سرشار از فرصت و عزت برای شهروندان.

 

۴ سنبله ۱۳۹۵ | کابل

ترجمه

رؤسای محترم نشست، بانوی اول کشور، جناب حمیدی لوی سارنوال افغانستان، داکتر سیما سمر، داکتر قیومی، اعضای کابینه، مهمانان ویژه ما از اروپا و استرالیا، سفیران، اعضای جامعه مدنی، اعضای جامعه تجارتی، خانم‌ها و آقایان!

خوش کیلدیز!  ښه راغلاست! خوش آمدید!

خرسندم تا تشریف‌آوری شما را به نشست بورد مشترک انسجام و هماهنگی (JCMB) خوش آمدید گفته تا در مورد پلان‌های‌مان برای کنفرانس بروکسل روی مشارکت افغانستان و جامعه جهانی به بحث و تبادل نظر بپردازیم.

وزیر مالیه توانای ما صورت جلسه را ترتیب نموده و وزرای دیگر آن را با جزئیات بیشتر ارائه خواهند نمود.

می‌خواهم در مورد مردم ما، مردم افغانستان صحبت کنم.

ما خدمتگزاران مردم هستیم. من و داکتر عبدالله امروز اینجا ایستاده‌ایم؛ زیرا میلیون‌ها نفر از مردم عام افغانستان پای صندوق‌های رأی رفتند تا رهبری را که تغییر ایجاد می‌کنند، برگزینند.

ما وعده کردیم که بر فساد که ارزش‌های ژرف و معنوی ما را نقض کرده و روح و روان ملت ما را آلوده ساخته، نقطه پایان بگذاریم. ما وعده نمودیم که جامعه‌ای برمبنای زور و تفنگ نه، بلکه قانون و عدالت بنا خواهیم کرد. ما اظهار کردیم که نسل بعدی افغانستان را آموزش داده و به کار می‌گماریم تا آن‌ها دیگر مجبور نشوند زندگی آکنده از رنج و فقر که با زندگی روزمره میلیون‌ها تن از مردم ما عجین شده است، داشته باشند. ما عهد بستیم که برای آن‌ها «امید» بیاوریم.

قبل از آن که صحبت‌هایم را در مورد کنفرانس بروکسل و انکشاف آغاز کنیم، اجازه بدهید تا امروز صبح تأمل نموده و قسمتی از وقت خود را صرف درک این موضوع نماییم که افغان‌ها چه کسانی هستند و چرا بسیاری از افغان‌ها خواهان تغییر بودند؟

بیایید با بیان بعضی حقایق آغاز کنیم. ۳۹٪ مردم ما زیر خط فقر یعنی با عاید روزانه ۱.۳۵ دالر زندگی می‌کنند. فقط برای یک دقیقه در مورد این حقیقت فکر کنید. از جمله هر پنج افغان دو تن ممکن است، تمام روز کار کنند؛ اما هنوز قادر به به دست آوردن پول کافی برای خریدن یک فنجان قهوه در هوتل سرینا نگردند.

اما شاید قهوه هوتل سرینا معیار درستی برای درک مفهوم ۱.۳۵ دالر در زندگی برادران، خواهران و فرزندان من (کشورم)، نباشد. در ماه نومبر گذشته، ما اعضای جوامع عوام را در سرتاسر افغانستان برای یک گفتگوی سه روزه درباره آنچه امروز به میثاق شهروندی مبدل گردیده، جمع نمودیم که امروز به سمع و نظر شما خواهد رسید.

آنچه روستائیان از ولایت بغلان به ما گفتند را با شما شریک می‌سازم. ۱۶٪ از مردم قریه آن‌ها نیم جریب زمین — معادل ۰.۱ هکتار — زمین داشتند، آن‌ها توانستند به ایران مهاجرت کنند و در آنجا به عنوان کارگر غیر مسلکی مشغول به کار شوند. آن‌ها ماهانه مبلغ حدوداً ۳۰۰۰ افغانی را که معادل با حدود ۵۰ دالر است را به خانه‌شان می‌فرستادند. با استفاده از آن ۵۰ دالر، آن‌ها می‌توانستند دوبار در سال لباس خریداری کنند و بسیاری از اطفال آنان می‌توانستند وارد لیسه عالی شوند.  اینان افراد سرآمد و ممتاز قریه بودند. اما بقیه ۶۷٪ از مردم هیچگونه زمین و مواشی نداشتند و در جریان ۵ ماه فصل بی‌حاصلی، تنها می‌توانستند روزانه دو وعده غذا بخورند، با درنظرداشت این که دو وعده غذایی مشتمل بر نان، نمک و چای شیرین می‌بود، اما حداقل فرزندان آن‌ها می‌توانستند به مکتب ابتدایی بروند. آن‌ها خودشان را طبقه متوسط قریه می‌نامیدند.

۱۶٪ مردم قریه — ۱/۶ — نه زمین زراعتی و نه هیچ گونه مواشی داشتند. آن‌ها تنها می‌توانستند غذایی با کیفیت بسیار پایین بخورند و حتی بعضی اوقات مجبور می‌شدند تا مقدار همان غذا را نیز به حداقل کاهش دهند.

فرزندان آنان به مکتب نمی‌رفتند. آن‌ها نمی‌توانستند از عهده مصارف لباس فرزندان‌شان برآیند، در نتیجه آنان تنها لباس‌های دورافتاده دیگران را می‌پوشیدند. آن‌ها وقتی مریض می‌شدند، به کلینیک‌ها مراجعه نمی‌کردند. زنان نمی‌توانستند پرستاران (نرس‌ها) را در مواقعی که حین بارداری احساس مشکل یا خونریزی می‌کردند، به خانه بخواهند. آنان رسامی‌هایی از توته‌های شکسته نان را ترسیم نموده بودند تا به من و وزرای من نشان دهند که در جریان فصل بی‌حاصلی یک افغان فقیر و بیچاره در بغلان هر دو روز یک بار غذا می‌خورد. و آنان تمام طول سال مقروض بودند. این همان «فقر» است.

بیایید از این موضوع خارج شویم و از دید دیگری به جغرافیای اجتماعی فقر در افغانستان نظر اندازیم. ما یک میلیون بیجاشده داخلی داریم. آن‌ها مهاجرینی که در جستجوی کاراند، نیستند. آن‌ها بیجاشدگان هستند. آن‌ها مردمی هستند که وسیله اعاشه و اباته‌شان توسط جنگ، جنایت و حوادث طبیعی نابود شده است. ما می‌توانیم به کوچی‌ها — قشر چوپان سنتی ما — که آهسته آهسته از گرسنگی می‌میرند، اشاره کنیم؛ زیرا چراگاه‌های آنان از بین می‌روند و جنگ، رمه‌های آنان را نابود می‌کند.

پنج میلیون دیگر از افغان‌ها، بیرون از کشور عمدتاً در کشورهای همسایه ما زندگی می‌کنند. بعضی از آنان اوضاع خوبی دارند، اما بسیاری از آنان با کمک‌های بشردوستانه به زندگی‌شان ادامه می‌دهند و یا کوشش می‌کنند تا در سایه منابع اقتصادی که برای مهاجرین درنظر گرفته می‌شود، در زون‌های سرحدی زنده بمانند که در آن جا شکار آسانی برای بهره‌برداری و سوءاستفاده محسوب می‌گردند. طوری که جناب سفیر یاماموتو فرمودند، «ما انتظار داریم که یک میلیون تن آن‌ها به کشور بازگردند.»

گذشتگان، فقر را کنیز جنگ می‌نامیدند و در حقیقت بیشترین میزان فقر ما نشأت گرفته از دریایی است که با خون مردم ما پر می‌شود. ما به شهدای شجاع‌مان که برای دفاع از کشور جان‌شان را در جنگی که ما خواهان آن نیستیم، از دست دادند، ادای احترام می‌نماییم. شهیدانی که جاده‌ها را به نام‌های آنان مسمی می‌کنیم و دلاوری‌شان را با رسم و گذشت و اشعار گرامی می‌داریم. اما نباید فراموش کنیم که از هر شهید شجاع یک بیوه به جا می‌ماند، بیوه‌ای که باید برای فامیل غم‌زده‌اش در کشوری که ۶۰٪ مردم آن می‌توانند یک یا دوبار در روز غذا بخورند، غذا پیدا کند. ما به درستی نمی‌دانیم که به چه تعداد بیوه و یتیم در افغانستان وجود دارند، اما مثل روز روشن است که چهره اصلی فقر در افغانستان زنان هستند. اگر آموزش یک دختر، پنج نسل را دگرگون می‌سازد، یک زن سرپرست خانواده در فقر، پنج نسل را محکوم به محرومیت و نابرابری خواهد کرد.

نخستین وظیفه دولت ما، پایان بخشیدن به فقر در سراسر افغانستان است؛ اما در صورتی که نتوانیم با خشونت، جرم و تروریزم که به صورت متواتر وحشت و ناامیدی ایجاد می‌کند، مبارزه نماییم، ما قادر نخواهیم بود تا به فقر خاتمه دهیم.

این‌ها شرط‌هایی برای برآورده نمودن اصلاحاتی می‌باشد که دولت ما به انجام آن تعهد نموده است. ما مکرراً می‌شنویم که باید توجه خود را به اشخاصی معطوف کنیم که مکانی که در آن اطفال، هر دو روز یک بار غذا می‌خورند را خلق کرده‌اند و از آن بهره می‌برند. ما باید با نخبگانی (نورچشمی‌هایی) دوست شویم که چند جریب زمین ناقابل را که یک فامیل فقیر در ننگرهار، هرات و یا هرجای دیگری می‌توانست در آن زندگی کند، را دزدیده است. ما این کار را انجام نخواهیم داد.

امروز، ما شاهد درگیری بین دو مدل از آینده افغانستان هستیم. ما می‌توانیم به فساد، تیره روزی و یا بهره‌برداری از سی سال گذشته برگردیم، یا می‌توانیم به اصلاحات دست یابیم. یا می‌توانیم افغانستانی برای مردم بسازیم. افغانستانی که بندهایش مزارع دهقانان را آبیاری کند، نه حساب‌های بانکی عده معدودی با خانه‌های دوم‌شان در دبی را. افغانستانی که در آن مکتب مکانی است که پسران و دختران ما در آن خواندن و نوشتن یاد بگیرند، نه ساختمان‌های خیالی که وجود ندارند و منابع مالی آنان توسط یک مقام حریص دزدیده شده است. افغانستانی که در آن حتی مردم فقیر بدانند که اگر آنان خانه‌های‌شان را بهبود بخشند یا فروشگاهی باز کنند، آنان توسط گروه‌های آدمکش و جنایت‌کار خلع ید و غارت نخواهند گردید.

متحدی که در این مبارزه ما را همراهی می‌کند، مردم ماست. با وجود تمام آسیب‌های روحی، مردم ما به صورت غیرقابل باور توانا و انعطاف‌پذیراند و من به این توانایی‌شان احترام خاصی قایل هستم. مردم ما درک عمیقی از تاریخ و هویت‌شان به عنوان یک ملت دارند. ما به وحدت افغانستان باور داریم. ما هیچ زمانی دارای یک جنبش جدایی‌طلب نبوده‌ایم. ما بعضی اوقات دیدمان را محتاطانه تغییر می‌دهیم، اما این احتیاط به ما امکان می‌دهد تا مطالعه نموده و آنچه خوب است و با اعتقادات و ارزش‌های‌مان سازگار است را بپذیریم. سروی‌ها یکی پس از دیگری نشان می‌دهند که ثروت و مصرف آن برای خود مردم ما نه، بلکه آموزش برای اطفال‌شان در صدر اولویت‌ها آن‌ها قرارداد دارد. آن‌ها خواهان یک آینده بهتر هستند و آنها باید یک آینده بهتر داشته باشند.

زخم‌های حاصل از خونریزی، بیجا شدن و جنگ همواره وجود دارند و آنان حایز اهمیت هستند. اما مردم ما اصلاح‌طلب هستند. آن‌ها در پی «امید» هستند. آن‌ها از فشاری که کشور ما به خاطر فساد، مواد مخدر، و با تأسف درگیری بین نخبگان ما، تحمل می‌کند، تنفر دارند. اینجا من نیز خودم و دولتم را از این قاعده مستثنی نمی‌دانم.

مردم خواهان تغییر هستند. تروریزم، جنگ و خونریزی، امروز حقایق نامیمون زندگی در افغانستان هستند. آن‌ها تهدیدی دوامدار خواهد بود که دولت باید با آن مبارزه کند؛ اما ما نباید تهدید تروریزم را به مثابه عذری برای خودداری از آوردن اصلاحات و طراحی برنامه‌ها استفاده کنیم. اصلاحاتی که سرانجام به فقر، محرومیت و به حاشیه راندن که حضور افرادی که روزانه یک قرص نان می‌خورند را کمرنگ می‌سازد را خاتمه می‌بخشد. ما این حق را نداریم. من به عنوان رهبر منتخب آنها، این حق را ندارم.

کشور ما دارای یک اجماع است، مبنی بر این که چه چیز باعث ایجاد ثبات می‌شود؛ ما همه در آرزوی حاکمیت قانون هستیم. ما نباید به ابداع چارچوب‌های حقوقی ادامه داده و وانمود کنیم که افغان‌ها درک عمیقی از مفهوم حاکمیت قانون ندارند. تمام فرهنگ و تاریخ ما براساس یک تئوری ژرف اسلامی دولت که بر مبنای عدالت است، بنا شده است. عدالت یک مسئله بنیادی است و اصلاح بخش عدلی کاملاً یک اولویت عمده است.

ایلفین ستون (Elphinstone Mountstuart) نویسنده کتاب پادشاهی کابل (The Kabul of Kingdom) در یک گفته عالمانه گفت که افغانستان می‌تواند تنها به صورت حکومت مطلقه و یا دموکراسی اداره شود. ما دیکتاتوری را از هر دو نوعش یعنی سلطنتی و شورایی آن تجربه کردیم. ما اکنون در حال آزمایش دموکراسی هستیم. تکیه‌گاه ما قانون اساسی ماست که قوانین را طوری ارائه می‌کند که هر جزء جامعه ما می‌تواند مفهوم و استفاده از اصول قانون اساسی را طوری که در زندگی روزمره ما انجام می‌گردد به بحث گیرد. کشور ما دارای یک مباحثه جاری و غنی که در تمامی سطوح جامعه صورت می‌گیرد، می‌باشد، اما تار مشترکی که تمام این‌ها را یکجا می‌سازد این است که افغان‌ها دارای عاملیت هستند. ما منتظر تاریخ نمی‌مانیم تا برای ما ساخته شود. ما خودمان تاریخ‌مان را شکل می‌دهیم. دموکراسی افغانی به ما بخشیده نمی‌شود. این دموکراسی توسط افغان‌ها، مردان و زنان، جوانان، اطفال، معلولین، بیجاشدگان، کوچی‌ها، با شهروندان در شهرها، ساخته خواهد شد.

اما وانمود نمودن به این مسئله که، کشور تعهدی که دموکراسی مبتنی بر قانون اساسی پیشکش می‌کند را تحقق بخشیده است، ساده‌لوحانه خواهد بود. ما وارث اقتصاد فاسد و جرمی هستیم. ساختار دولتی ما به نقل از شکسپیر مانند «خرده‌های بهم وصل شده» می‌باشد که در ادوار مختلف زمانی و اهداف مختلف به هم چسبیده‌اند. طوری که یک نفر یک بار درباره شتر گفت، «این شتر با هم چسبیده اما به درد نمی‌خورد و هر چیز بسیار خوب، مقبول نمی‌باشد.»

به خاطر موفقیت دموکراسی و پایان بخشیدن به فقر در افغانستان، ما باید ماشین دولت را در راستای آوردن تغییر در زندگی افراد فقیر، بسازیم. آن چه مردم می‌خواهند، همین است. آن دموکراسی که توان مبدل ساختن اراده مردم به پالیسی و برنامه‌ها را ندارد، زیاد دوام نخواهد کرد. مهم‌ترین میراثی که امیدوار هستم تا برای جانشینم — مرد یا زن بودن آن چیزی است که هر روز به آن فکر می‌کنم — به جا گذارم، دولتی است که بتواند به کارها سروسامان بدهد.

قبلاً گفته‌ام که افغانستان امروز در چهارراه قرار دارد. مردم — من شرکای بین‌المللی را نیز شامل می‌سازم — باید بین دو مدل درگیری دولت یکی را انتخاب کنند. دوره بعد از تجاوز شوروی، زخم‌های ماندگاری بر جسم سیاست ما بر جا گذاشته است. از زمان اصلاحات امان‌الله خان، افغانستان به صورت عادی اما با جهتی مشخص به طرف یک دموکراسی مشروع در حال تکامل بود؛ اما ظهور فرهنگ جنگ علیه تجاوز شوروی، ما را در آن مسیر منحرف کرد. جنگ با خودش ظهور دوباره و فعالیت مردان قدرتمند را به همراه آورد. جنگ دولت را به وسیله برای تعمیم غارت و پارتی‌بازی (واسطه‌بازی) تبدیل کرد. جنگ استفاده سیاسی از خشونت، فساد و ترور را مشروعیت بخشید.

این‌ها چیزهایی هستند که ما شروع به تغییر دادن آن‌ها نموده‌ایم.

قدرت دولت دموکراتیک در موفقیت به ایجاد نهادهای مقتدر توسط ما و دولت و شرکای بین‌المللی ما، نهفته است. ما نیازمند نهادهایی هستیم که به مردم پاسخگو باشند و به نیازهایی که ابراز می‌کنند، رسیدگی کند. ما به نهادهایی نیاز داریم که متشکل از افرادی باشد که به وظایف‌شان واقف‌اند و باعث عملکرد اداره‌شان می‌گردند. ما به نهادهایی نیاز داریم که با پاکی و موثریت در کنار یکدیگر کار کنند تا مشکلات $2/3$ (دو بر سه) مردم یک قریه که پنج ماه از سال را بدون سه وعده غذایی روزانه می‌گذرانند، را حل نمایند.

دولتی که ما وارث آن هستیم با عدم انسجام مواجه است. در چارچوب صلح و انکشاف ملی افغانستان (ANPDF) که در دسترس شما قرار گرفته است، ما چالش را غلبه بر گستگی نهادی (سازمانی) تعریف نموده‌ایم.

مقصود من از گسستگی (fragmentation) چیست؟ ببینید، ما دست کم ۱۱ اداره داریم که در رهبری جهت مبارزه با فساد قرار دارند که از آن جمله ۹ اداره آموزش‌های مسلکی را پشت سر می‌گذارند. وزارتخانه‌های ما مشابه با حفاری‌های باستان‌شناسی با بقایای اتمام‌یافته از بخش‌های مدیریت پروژه می‌باشند که مانند لایه‌های شهری که از مردن آن زمان زیادی می‌گذرد، روی یکدیگر انباشته شده‌اند.

ما غرق در طرزالعمل‌های بی‌مفهوم هستیم که هدف‌شان کنترل فساد بود؛ اما به جای آن باعث ایجاد کاستی‌ها بدون توقف دادن کمبود مصارف شدند. والی محترم ولایت هرات که پیش از آن وزیر زراعت بود، یک بار به من گفت که ایشان برای خریدن یک پنسل مجبور بود تا ۵۰ ورق مختلف را امضا نماید. به هر حال، ایشان از خرید پنسل منصرف گردید.

مبدل نمودن این پارچه‌های شکسته و بهم پیوسته به یک مجموعه‌ای از افزار قدرتمند برای پایان بخشیدن به فقر هرگز وظیفه آسانی نبوده است. جایگزین کردن گسستگی با انسجام همیشه با ناراحت ساختن دیگران و جریحه‌دار کردن غرورها همراه بوده است.

اما، ما متوقف نخواهیم شد. طوری که امروز به سمع و نظر شما خواهد رسید، پلان‌های اداره ما به منظور آوردن اصلاحات منسجم، شفاف و روشن گردیده است. موضوع کمپاین ما برای اصلاح نمودن دولت پابرجاست. در لندن، ما تشریح نمودیم که آن اصلاحات کدام‌اند. در نشست سران عالی‌رتبه (SOM) که سپتامبر گذشته در کابل تدویر یافت، ما شوراهایی تشکیل دادیم و شروع به کار روی برنامه‌های اولویت ملی (NPPs) نمودیم. ما آنچه را می‌خواهیم در بروکسل به معرض نمایش خواهیم گذاشت.

آمادگی برای بروکسل به ما دیدگاه‌های مفید زیادی ارائه کرده است. نخستین دیدگاه این است که بسیاری از اصلاحاتی که ما به عهده گرفته‌ایم در حال کامیاب شدن است. نقشه‌راه اصلاحات مالی امور عامه، وزرات مالیه ما را توانمند می‌سازد تا یک بودجه با اعتبار را ترتیب، مدیریت و مصرف نماید. مردم تعجب می‌کنند که چرا من، داکتر عبدالله و وزرا در هر هفته، چهار ساعت را به بررسی پیشنهادها برای قراردادهای دولتی اختصاص می‌دهیم، اما اداره تدارکات ملی، محدوده فسادی که قراردادهای دولتی را آلوده می‌ساخت، را شکسته است. خرسندم که از کار استثنایی آقای یاری¹ و همکاران‌شان در این راستا قدردانی نمایم. همچنان، تشکر به خاطر آن اصلاحاتی که آوردید. اکنون، سربازان می‌توانند با اطمینان از این که تفنگ‌های‌شان مرمی خواهد داشت، با شورشیان روبه‌رو شوند. اطفال ما می‌توانند به مکاتبی بروند که دیگر به خاطر عدم به کارگیری سمنت کافی در آن واژگون نمی‌شود. ما پروسه ایجاد یک سیستم محکمه را که متشکل از قاضیان و سارنوالان شایسته‌ای می‌باشد که به جای درخواست رشوه و پول، قوانین و عدالت را گسترش می‌دهند می‌باشد را آغاز کرده‌ایم. اگر هزینه مکاتبی که واژگون نمی‌شوند و کلینیک‌هایی که سرانجام دوای باکیفیت دریافت می‌کنند آن است که من و همکارانم با سپری نمودن چهار ساعت در هفته برای درهم شکستن فساد در موافقت‌نامه‌های تدارکاتی مورد انتقاد قرار بگیریم، درست است، این هزینه‌ای است که ما آمادگی پرداخت آن را داریم و به آن ادامه می‌دهیم.

ما همچنان از موفقیت شوراهای انکشافی بین‌الوزارتی‌مان در ایجاد و مساعد ساختن شرایط برای وزرات‌خانه‌ها تا باهم یکجا منحیث رقیب نه، بلکه به عنوان یک تیم کار کنند، شگفت زده شده‌ایم. بزرگ‌ترین چالش‌های انکشافی ما وزارتی نه، بلکه بین‌الوزارتی است. ما همیشه درک کرده‌ایم که چگونه سرک و کلینیک بسازیم، اما برای کاهش مرگ و میر مادران باید می‌دانستیم که چطور سرکی بسازیم که به یک کلینیک منتهی شود. برای نخستین بار، مشکلات انکشافی بزرگ که کشور ما دامنگیر آن است، به جای این که میان ادعاهای غضب‌آلود در سطوح وزارتی مخفی گردد، به صورت آزادانه مورد بحث قرار می‌گیرد. طوری که در زمان انکشاف برنامه‌های اولویت ملی که امروز به شما پیشکش می‌کنیم دریافتیم، دسته‌بندی وزارت‌خانه‌ها به گروه‌های کاری حل مشکل، یک طریقه مناسب را برای ایجاد اجماع و کار تیمی مبنی بر این که ما چگونه می‌توانیم از سرمایه‌گذاری‌های بزرگ بهره‌برداری کنیم، ارائه نمود.

ما به استفاده از قواعد سیستماتیک و بازارپسندی که بخش خصوصی به آن نیاز دارد تا کار کند، آغاز کرده‌ایم. بخش‌های تجارتی باید احساس کنند که دولت گوش شنوا دارد. در جلسات ماهوار شورای عالی اقتصاد کشور – که در حال حاضر تقریباً به هفته‌وار تبدیل گردیده است که در این راستا از جناب وزیر حکیمی و داکتر قیومی تشکر می‌کنم – در هرجلسه سی دقیقه اخیر به نمایندگان بخش خصوصی اختصاص داده می‌شود تا نگرانی‌های خود را بیان نموده و در راستای حل آنان گفتگوی دوجانبه داشته باشیم. شما امروز خواهید شنید که نمایندگان بخش خصوصی به شما خواهند گفت که موضوع که من بیان کردم عملاً وجود دارد یا در حد صحبت است، اما من امروز می‌توانم به شما اطمینان بدهم که از طرف خودم که این گفتگوها با نهایت جدیت دنبال شده است.

سپس، ما باید عمل کنیم. در همین ماه گذشته، شورای عالی اقتصاد مارکیت افغانی را برای عرضه خدمات دیجیتالی ایجاد نمود. همچنان، بنابر درخواستی که تجار از مدت‌ها پیش داشتند، این شورا اخیراً تمدید ویزاهای تجارتی را از یک سال به سه سال تصویب نمود. بسیاری موضوعات دیگر نیز در راه است. چارچوب صلح و انکشاف ملی افغانستان (ANPDF) شامل یک بسته مقدماتی خوب اصلاحات و اقدامات دوستانه بخش خصوصی می‌باشد، اما من می‌توانم با شما وعده کنم که این‌ها تنها آغاز جدید برای افغانستان می‌باشد.

بخش خصوصی نیز به صورت محتاطانه و با دقت عمل خواهد نمود؛ اما، ما بعد از کمبودی‌های طولانی، سرانجام شاهد سرمایه‌گذاری‌های گسترده در بخش صادرات، پروسس مواد زراعتی و خدمات، هستیم.

ما همراه آنان خواهیم بود. ما کوشش‌های فراوانی را برای ایجاد پل بین همسایگان ما نه‌تنها برای آوردن صلح به این منطقه دچار مشکل، بلکه برای به هم بافتن همسایه‌های ما در یک محیط آرام و صلح‌آمیز از راه تجارت به خرج داده‌ایم. جولای گذشته، ما به سازمان جهانی تجارت (WTO) پیوستیم. تاپی، کاسا-۱۰۰۰ و دیگر پروژه‌های گسترده میان کشوری به پیشرفت‌شان ادامه می‌دهند. در جریان ماه جاری، ما دو خط‌آهن جدید انشعابی که منجر به پیشرفت تجارت با همسایه‌های غربی ما می‌گردد، را افتتاح خواهیم کرد. برعلاوه، تا ختم دوره این دولت، پروژه بندری چندکشوری چابهار، با کمک هندوستان، راه را برای محصولات افغانی و تجار به سراسر قاره باز خواهد کرد.

اما در اخیر، یک دولت تنها وقتی خوب و صادق است که مردمی که در دفاتر آن حضور دارند و پالیسی‌های آن را می‌سازند، به مردم پاسخگو باشند. به اطراف‌تان نگاه کنید. شما از دوستان قدیمی افغانستان هستید. چه زمانی شاهد بوده‌اید که تعدادی زیادی جوان در ادارات دولتی مشغول کار باشند؟ چه زمانی شاهد بوده‌اید که خانم‌های تحصیل‌یافته و معینان خانم با اعتماد، روسای عمومی و سفرا نمایندگی از نسل بعدی کارمندان ملکی افغانستان کنند؟

من نخستین کسی هستم که می‌پذیرم که ما چندی قبل پروسه دوباره ساختن دولت‌مان را شروع کرده‌ام. در حقیقت، ما به این کار آغاز کرده‌ایم. ما تحمل یک مأمور خدمات ملکی را نداریم که مانند جسد یک گورخر مرده آماده است تا توسط کفتارهای سیاسی که خدمات ملکی را به عنوان جایزه به دیگران تحفه می‌دهند، تکه‌تکه و شریک شود. بیرون کشیدن خدمات ملکی از سیستم پوسیده یک کار سخت و چالش توأم با رنج خواهد بود. فریادهای معترضانه و دردآلود به گوش خواهد رسید، به خاطر اینکه عرصه بر فساد تنگ‌تر می‌شود، به آنها توجهی نکنید. ما یک مأمور خدمات ملکی مغرور که وظیفه‌اش را نمی‌داند، به دفتر حاضر نمی‌شود و به افغان‌ها ابراز نمی‌کند که خدمت به جامعه حقوق و وجایب آنها است را نمی‌توانیم تحمل کنیم.

چطور خدمات ملکی ما براساس واسطه نه، بلکه براساس شایستگی ساخته شود؟ ما یک پلان داریم. من پیشنهاد کرده‌ام که ما باید تمامی افراد بلند‌رتبه خدمات ملکی را از صحنه سیاسی بیرون بکشیم. با امتحان گرفتن، تصفیه کردن و یا اخراج کردن افرادی که از موقف دفترشان سوءاستفاده می‌کنند. دوم، ما باید لایه‌های فساد را که دیدگاه‌های وزارت‌خانه‌ها را تحریف نموده‌اند، از بین ببریم. چرا هر وزارت‌خانه در دولت جناح ساختمانی مستقل خودشان را داشته باشند؟ ما افغان‌ها جواب را می‌دانیم. بیایید به جای آنان بالای ایجاد یک یا دو وزارت‌خانه که باید متخصصین تخنیکی، مهارت‌های تدارکاتی داشته باشند و بر ساخت ساختمان‌های دولتی نظارت کنند، تصمیم بگیریم. به جای صرف وقت و نگرانی برای گرفتن قراردادها برای ساخت مکتب و کلینیک، به وزارت‌های معارف و صحت عامه امکان بدهیم تا توجه‌شان را روی تدریس و آموزش اطفال ما و روی معالجه مریضان معطوف نمایند. اگرچه تمام بخش‌های خدمات ملکی اهمیت دارد، ما باید فعالیت‌های معمول که وزارت‌خانه‌ها باید انجام دهند را تعریف کنیم. هفته گذشته، کابینه جلسه‌ای تدویر کرد تا برنامه «ارتقای ظرفیت برای نتایج» (CBR) را از بنیاد دوباره شکل دهد تا در نتیجه، استخدام افراد شایسته را تسریع نموده و در طول هفته‌های آینده قبل از کنفرانس بروکسل ما دفاتر تدارکات، منابع بشری و بازرسی (Audit) وزارت‌های کلیدی را دوباره خواهیم ساخت.

جلالت‌مآبان، خانم‌ها و آقایان!

ما راه طولانی را از زمانی که در لندن ملاقات کرده‌ایم تا کنون، پیموده‌ایم. در جریان امروز، شما از جانب وزارت‌ها و تیم‌های ما خواهید شنید که ما چه فاصله‌ای را برای مبدل نمودن آجندای اصلاحات به فعالیت‌ها و برنامه‌های محسوس پیموده‌ایم. من به تیمم یعنی تیم افغانستان افتخار می‌کنم. من به خاطر آینده این کشور مطمئن هستم.

شش هفته بعد، دولت ما جلسه دیگری را نیز در همین تالار برگزار خواهد نمود. مگر در آن زمان، رهبران کشورهای دنیا مانند شما نه، بلکه روستائیان ما حضور خواهند داشت. مردان و زنان فقیری که سال گذشته با قصه‌های‌شان مبنی بر این که فقیر بودن چیست، قلبم را تسخیر کردند.

من به آنان وعده کردم که دولت ما آنها را ناامید نمی‌سازد. این بار نوبت ماست تا برای آنها قصه‌هایی بگوییم. آنچه می‌خواهیم برای آنها پیشکش کنیم، قرار زیر است:

چهار سال پیش، یک هزار و یکصد فامیل کابلی از سپرده‌های پولی‌شان به خاطر آپارتمان‌های دولتی پول برداشت کردند. جناب نادری – وزیر امور شهرسازی و مسکن – قسم خورد که اگر در ظرف سه ماه این ساختمان‌ها را به پایان نرساند، از دولت ما استعفا خواهند داد. سه روز پیش، من، آقای نادری که رهبری مراسم را به عهده داشت را همراهی نمودم تا ۲۰۱۴ خانه تکمیل‌شده و پاک را برای خانواده‌هایی که فکر می‌کردند همه چیز را از دست دادند، تسلیم نمودیم و آنها به وی یک سرتیفیکیت به خاطر عملکرد خوب‌شان ارائه کردند. آنها به من گفتند که هر کدام از وزرا باید یک قرارداد را دریافت و مانند جناب وزیر نادری آن را تکمیل و ارائه کند.

البته شرط کوچکی نیز وجود دارد. به خاطر اینکه ما مبلغی بالغ بر ۱۰ میلیون دالر را تخصیص داده بودیم، باید در سرتیفیکیت‌ها نام هر دو یعنی شوهر و خانم نوشته می‌شد، نه فقط اسم شوهر.

جناب ضمیر – وزیر زراعت – به شما مهمان گرانقدر خواهد گفت که چرا حاصلات آنان بیش از این در مزارع آنها نخواهد پوسید؛ زیرا خریداری که آنها را به مارکیت ببرد وجود نداشت. زمانی که پاکستان سرحدات خود را در حالی که دهقانان ما در کندهار سرگرم برداشت میوه‌هایی که به صورت غیرقابل‌باور خوشمزه هستند، بسته کرد، جناب نخست وزیر مودی تمام تعرفه را مستثنی قرار دارد و برای اولین بار، وزارت‌های امنیتی ما انتقال هوایی میوه‌جات را سازماندهی کردند تا محصولات خوشمزه‌شان به ارزش ۶۹ میلیون دالر را به خریداران میوه در هندوستان از طریق هوا انتقال دهند. تشکر

سپس قصه‌ای از آبیاری. برای یک دهقان افغان، راه ساده‌تر از این وجود ندارد که بگوید «آب زندگی است». در ۱۵ سال گذشته، هیچ نوع کوششی ولو کوچک برای ایجاد سیستم‌های آبیاری صورت نگرفت تا حدی که در سال ۲۰۱۴، زمین‌های آبیاری شده ما نیم میلیون هکتار کمتر از زمان طالبان بود.

خرسندم که دوماه پیش، با حضور نخست وزیر مودی بند دوستی افغان-هند را در منطقه سلما افتتاح کردیم. اکنون، ۸۰ هزار خانواده دهقان فقیر افغان می‌توانند زمین‌های‌شان را آبیاری کنند، حتی در زمانی که تغییر اقلیم باعث کم شدن یا تأخیر باران می‌گردد و اکنون ۵۰ هزار تن می‌توانند از انرژی برق برای اولین بار مستفید گردند. داکتر قیومی و جناب وزیر عثمانی به خاطر تلاش‌های استثنایی‌شان در راستای ممکن ساختن این پروژه بزرگ ملی، باید مورد تقدیر قرار گیرند. هفته گذشته، شورای عالی اقتصاد توسعه بند کجکی را مورد تصویب قرار داد که صد هزار هکتار دیگر را نیز تحت پوشش قرار خواهد داد. به زودی بعد از ختم آن، ما بند و کانال‌های کمال‌خان را تمام می‌کنیم و زمینه تجدید حیات را برای ۱۲۰ هزار هکتار دیگر مساعد می‌کنیم. ما در ظرف سه سال آینده، بندهای بیشتری نسبت به ۲۵۰ سال گذشته در افغانستان، خواهیم ساخت.

خانم‌ها و آقایان

من نمی‌خواهم وانمود کنم که امسال یک سال آسان بود. و نه هیچ مسیری ساده‌ای فراروی‌مان نمی‌بینم. کار اصلاحات مشکل است.

اما راه دیگری وجود ندارد. کشور ما به «امید» نیاز دارد. کشور ما باید شاهد آن باشد و بشنود که دولت آنها برای تأمین عدالت برای مردم فقیر و آموزش برای همه متحد می‌گردد.

در بحث و پریزنتیشن امروز، ما منتظر نظریات و بازخوردهای شما مبنی بر اینکه ما چگونه می‌توانیم پیام‌های‌مان را تشدید کنیم و باهم به مردم‌مان امید به آینده بهتر که آنها واقعاً مستحق آن هستند را پیشکش نماییم.

تشکر.