حفظ میراث افغانستان: فرهنگ به مثابه بنیاد هویت ملی و توسعه
بیانیه مراسم افتتاح صندوق وجهی فرهنگی یونسکو برای افغانستان
نکات اساسي:
- هویت تاریخی: تاریخ چند هزار ساله افغانستان، سنگبنای اصلی هویت ملی ما را شکل میدهد.
- میراث فرهنگی: حفاظت از ساحات تاریخی، مساجد و نسخههای خطی، پیوند دهنده شهروندان با گذشته پرافتخارشان است.
- میراث تمدنی: افغانستان از دیرباز به عنوان چهارراه تمدنها و کانون تبادل دانش در جهان شناخته شده است.
- سهم تمدن اسلامی: فرهنگ اسلامی چارچوب اصلی آموزش، ساینس و هنرهای ما را در طول تاریخ ترسیم کرده است.
- زبان و وحدت: به رسمیت شناختن تمامی زبانهای ملی، مایهی تقویت وحدت ملی و غنای تنوع فرهنگی ماست.
- جوانان و آموزش: بازخوانی تاریخ و فرهنگ، نسل جدید را برای ساختن آیندهای روشن توانمند میسازد.
- ظرفیت اقتصادی: میراث فرهنگی میتواند منبعی پایدار برای ایجاد اشتغال، درآمدزایی و رشد صنعت گردشگری باشد.
- همکاری با یونسکو: این مشارکت استراتژیک از تلاشها برای حفاظت، تعلیم و توسعه فرهنگی حمایت میکند.
- پیام جهانی: فرهنگ ما پیامآور وصل، همکاریهای منطقهای و صلح پایدار برای جهانیان است.
- توسعه پایدار: پیوند میان فرهنگ، معارف و اقتصاد، روند ملتسازی و ثبات کشور را مستحکم میکند.
۷ جوزا ۱۳۹۵
خانم بوکووا دایرکتر جنرال یونسکو، اعضای محترم کابینه، سفرای محترم، خواهران و برادران عزیز، السلام علیکم و رحمتالله برکاته!
ملت، بر تاریخ بنا شده است و ملتی که تاریخ خود را نداند، خود را فراموش میکند. از این جهت امروز یک روز بسیار عمدهی خوشی است که در پهلوی اقداماتی که برای دولتسازی و تحرک اقتصادی یا ساختن مارکیتِ فعال روی دست داشتیم، کار بنیادی تقویه ملت دارای تاریخ عظیم، را سرعت میدهیم.
ما تاریخ چند هزار ساله داریم، چرا این تاریخ دارای اهمیت است؟ گذشتهی ما چی بوده است که ما را یک خصوصیت خاص میدهد و چرا به آیندهی ما ارتباط دارد؟ ما برای چند هزار سال چهارراه آسیا بودیم که به راه ابریشم مشهور شده، اما راه ابریشم تنها یک راه نبود؛ بلکه راههای ابریشم بود. هر شهر افغانستان را که میدیدید، دروازههای مختلف داشت؛ حداقل چهاردروازه و بعضیشان شش دروازه داشتند. هر دروازه به نام یک شهر دور یا نزدیک بود. یکی از دروازههای هرات، دروازه عراق و یکی از دروازههای کابل، دروازه لاهوری بود. هر شهر افغانستان یک مارکیتی داشت که به نام چهارسو مشهور بود؛ از خاطر اینکه، چهار راه و چهار جاده عمده به این راه میآمد. ما همیشه از درون به بیرون دیدیم و از بیرون در درون به ارتباط بودیم. که بابر ته وگورئ کابل باندې څه لیکي. وايي شرق و غرب، شمال و جنوب، چین و روم، هند و فارس... ټول دغه ځای کې یوځای کېږي او څوک چې کابل ته راځي، مجبور نه دی چې بل ځای ته لاړ شي، ځکه دا د ټولو د یو ځای کېدو ځای دی. په همدې خاطر چې ډیلي کې مړ شو، جنازه یې کابل ته راوړل شوه.
شهرهای ما در طول تاریخ، نقاط ارتباط و کوچیهای ما زیادترین وسیله ارتباط بودند. در کلکتهی هند، هنوز یک بازار است که مطلق مردمش به پشتو صحبت میکند و نیژنی نووگورود زیادترین و نیژنی یک مرکز مهم اقتصادی، علمی، آموزشی و فرهنگی در روسیه و همچنین مرکز منطقه اقتصادی «ولگا-ویاتکا» است. دورترین نقطه ولگا، هنوز هم وسیله ارتباط بود. ششصد سال و همچنین چند هزار سال پیش، ما ضرورت به انتقال پول فیزیکی نداشتیم، سیستم حواله، همه ما را با هم ارتباط داده بود.
نقطه عطف تاریخ ما روزی آمد که دین مبین اسلام، تمام تمدنهای گذشته ما را در خود و چارچوب یک تحلیل اساسی حل کرد و هویت تمامی ۹۹.۹ فیصد مردم را بر دین مبین اسلام مبدل کرد؛ اما تنها این نبود که دین مبین اسلام برای ما آورده شود. انقلاب عباسی را دو بار مردم افغانستان جهت دادند. اول، بدون ابومسلم خراسانی، تمدن عباسی غیر ممکن بود و دوم، فرهنگ طاهر فوشنجی بود که بغداد را برای مأمون گرفت و صد سال نظام ترجمه و ارتباط را به وجود آورد.
فرهنگ اسلامی ما، فرهنگ حل تمدنها بود. ما بودیم که اعدادی را که امروز به نام اعداد عربی یادشده، از هندوستان به شرق میانه و بعد از آن به تمام جهان انتشار دادیم. از این جهت نهایت ضرور است که بدانیم، ما میراث یک تمدن را داریم و به یک تمدن و فرهنگی تعلق داریم که همیشه نقطهی وصل بوده نه نقطه فصل. این پیام باید از افغانستان به تمام دنیا برود و ما باید بتوانیم هویت تاریخی خود را حفظ کنیم.
بله خبره دا ده، د افغانستان هر لوی ښار چې وگورئ د يوې امپراتورۍ مرکز و. بلخ، بغلان، سمنگان، بامیان، هرات، قندهار، کابل او واړه دولتونه په پکتیا، ننگرهار او نورو کې... دلته د افغانستان ټولو خلکو برخه اخیستې، زموږ ژبې زموږ د غنا او زموږ د ملي وحدت اساس دی.
ما مملکتی هستیم که به فضل خداوند جل جلاله در قانون اساسی خود تمام زبانهای خود را ملی میدانیم. ما ملت یکزبانه نیستیم، اما ملت واحد هستیم؛ ملتی که سر هویت خود به اندازهای اعتبار دارد که هر یک از زبانهای خود را جز فرهنگ بزرگ خود میداند و هر هویت خُرد خود را در چارچوب افغانیت جای بالا داد.
از این جهت امروز که صندوق وجهی فرهنگی سازمان یونسکو برای افغانستان شروع میشود، سهم افغانستان در اول هفتاد و پنج هزار دالر بود، مگر از جناب حکیمی صاحب وزیر مالیه ابراز امتنان میکنیم که این سهم را ده چند، امروز زیادتر ساخت و به هفتصد و پنجاه هزار دالر مبدل کرد. از حکیمی صاحب واقعاً ابراز امتنان میکنیم.
کار ما از کجا شروع خواهد شد؟ اولین کار که ما شروع میکنیم - در شروع ماه مبارک رمضان به تفصیل این را ذکر خواهیم کرد - احیای مساجد بزرگ تاریخی افغانستان است. مساجد ما نقطهای است که در آن دولت، ملت و سکتور خصوصی، همه با هم اند. میراثی که خاصتاً از دوره تیموری داریم، یک میراث عظیم است؛ مسجد جامع هرات، نمونهی آن است که معلومدار روضه شریف در مزار شریف هم در عین حال ایجاد شد. شروع ما از اینجاست، هر سال امید داریم که یک قسمت از مساجد بزرگ تاریخی افغانستان را دوباره احیا کنیم. در اعمار مساجد نو که مردم ما به فضل خداوند در آن سهم بزرگ میگیرند، همیشه نوع معماری، به قسمی بیاید مثل اینکه آثار تاریخی ما و هلمند و سیستان و فراه را در آنها فراموش نکنیم.
فراموش نکنیم که زرنج تخت رستم و مادرش از کابل و پسرش از سمنگان بود. بنابراین قسمت زیاد شاهنامه در افغانستان رخ داده، مثل اینکه آثار بسیار بزرگ و درامههای تاریخی بزرگ بود؛ اما مهمترین توجه ما در ایجاد این برای طفل افغانستان است. د افغان بچي، هلک او نجلۍ بايد پوه شي چې دا خاوره څه رقم نسخې او څه رقم شخصیتونه لري. د دې افغانستان نر او ښځې شخصیتونه څوک وو او ولې دوی د هغوی میراث لري. زر کاله مخکې په غزني کې ابوریحان البیروني څو شیان ویلي: اول یې ویلي وو چې ځمکه تر لمر گردچاپېره گرځي، نه برعکس. دویم د ځمکې قطر یې«صفر اعشاریه صفر صفر» ته درست محاسبه کړ او درېیم دا یوازینی سړی و چې د منطق پر اساس یې ویلي چې امریکا باید وجود ولري. نو علم د دې فرهنگ یوه لویه برخه ده، لکه څنګه چې ادبیات، شعر او هنر هم برخه ده. حساب، الجبر او کلمه د الجبر په ټولو ژبو کې له عربي نه اخیستل شوې. نو افغان بچي باید پوه شي، دوی په داسې یوه ملک کې روزل کېږي چې اوږد تاریخ یې زموږ پخوانیو نسلونو په ډېر عزت او اعتبار وړاندې کړی او داده دې اوسې چې دا مملکت به په زرهاو کاله نور وجود ولري او په دې راتلونکو کلونو کې به د افغان بچي یو ځل بیا دنیا ته هغه ارزښتونه وړاندې کړي.
از نگاه زبان هم کار بسیار بزرگ به کار است. ملکالشعرای بهار، شاعر بزرگ ایران، در تاریخ ادبیات خود نشان میدهد که زبان دری از افغانستان شروع شد؛ چون در ایران در آن وقت، زبان پهلوی وجود داشت. از این خاطر، دری، برایش میگویند که نزدیک بغداد که پایتخت بود به حیث زبان دربار به کار میرفت. ما درک تاریخ خود را کار داریم تا آینده خود را رقم بزنیم.
نکته آخر من این است و از خانم بوکووا و بیاناتشان ابراز امتنان میکنم، لکه دوی چې وویل نن فرهنگ او اقتصاد یو بل سره تړلي دي. زیادترین صدمهای را که امروز میبینیم از قاچاق آثار تاریخی ماست. صدها میلیون دالر را در هر سال ما از دست میدهیم. کاری را که همراه یونسکو شروع کردیم، البته نهتنها این است که فرهنگ باید حفظ شود، فرهنگ موجب کار است. قبلاً صحبت میکردیم، بیست و نه میلیون نفر در دنیا در بخش صنعت فرهنگی که یک کلمه نو است، یعنی آن صنعتها که سر تاریخ و فرهنگ اتکا دارد، کار میکنند. تعداد اینها از تعدادی که در تولید موتر در دنیا به فعالیت مشغول هستند، زیادتر است.
امروز شاید مردم فکر کنند که این نفع اقتصادیاش چه خواهد بود؛ اما فردا باور داشته باشید که در یک افغانستان باثبات، متعهد به قانون اساسی و مردمسالار، انشاءالله میلیونها نفر از همسایههای ما و از کل دنیا، به دیدن آثار تاریخی ما خواهند آمد. این آثار، مثل هند، ترکیه، مصر و مکسیکو، میتواند یک منبع بسیار بزرگ عایداتی باشد. مخصوصاً برای زنان ما پیغام بسیار بزرگی است، چون در زمینههای مختلف از زیورات گرفته تا تولید آثاری که الهام از گذشته گرفته و متوجه آینده باشد، ما میتوانیم کار زیادی را ایجاد کنیم. تفصیلات را انشاءالله بعداً وزیر صاحب مالیه و همکارانشان در جلسات دیگر به مردم افغانستان ذکر خواهد کرد.
من باز هم از تشریفآوری جناب بوکووا و همکاری یونسکو در این بخش تشکر میکنم. نکته تأکید ما این است که چون امروز یونسکو نهتنها در بخش فرهنگ، بلکه در تعلیم داخل است، بعد از این کتابی را که طفل افغان میخواند، کتابی باشد که حکایت از یک دیدگاه وسیع کند؛ و اطمینان به طفل افغان بدهد که به حیث مسلمان، میراث یک فرهنگ و تمدن عظیم، تمدنی که هیچ وقت باید خود را حقیر و در تضاد فکر نکند، دارد؛ و از یک مملکتی نمایندگی میکند که با فرهنگ عظیمش میتواند به حیث یک مملکتی باشد که باور به آزادی و آزادی بیان دارد و از همه کرده زیادتر باور به این دارد که همکاری منطقهای و جهانی، نفع همه است و یک فضای آرام و باثبات را برای همه به وجود میآورد.
بیا هم له تاسې او له ټولو همکارانو مننه کوم او په دې ترڅ کې له ډاکټر صاحب کوگایسکات نه مننه کوم. زما ملگری او افغانستان ته متعهد شخص دی. د یونسکو له همکارانو نه مننه چې دلته یې کار کړی او بامیانو کې، غزني کې، هرات کې او همدارنگه د عینک په برخه کې موږ سره مشترک کار کوي. دا چې اوس د دوی رول مطلق د همکارۍ او هماهنگۍ رول دی، نو هیله ده چې موږ سره به انشاءالله تعالی لوی قدمونه واخلي.
تل دې وي افغانستان!
يښهسين افغانستان!
زنده باد افغانستان!
به خیر باشید.